( سفر ) به معناى كشف است ، چون مسافر براى بيرون شدن از وطن از خانهاش منكشف و ظاهر مىشود
( فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ )
به معناى عزيمت است نه رخصت ، يعنى مسافر و مريض حتما بايد در روزهاى ديگر روزه بگيرند ،
( وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ )
: ( و امّا كسانى كه روزه براى آنها طاقت فرساست به عوض روزه براى هر روز يك مسكين طعام دهند ) ( اطاقة ) به معناى به كار بستن تمام نيرو و قدرت براى انجام يك عمل است و معناى آن چنين مىشود كه كسانى كه به هيچ وجه حتّى با به كار بستن تمام نيرو نتوانند روزه بگيرند بايد فديه دهند و ( فديه ) به معناى بدل و عوض است ، كه بايد عوض مالى بدهد و يك مسكين را اطعام كند از طعام متوسطى كه غالبا از آن استفاده مىكند و ( على الذين ) وجوب تعيينى را مىرساند نه تخييرى و رخصت را ،
( فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ )
: ( و اگر كسى عمل خيرى را داوطلبانه انجام دهد براى خودش بهتر است ) ( طوع ) به معناى مقابل ( كراهت ) است پس انجام فعل با رضا و رغبت مىباشد و البته عملى كه از روى رضا و رغبت انجام شود بهتر از عمل اكراهى و اجبارى است و سخن كسانى كه تطوّع را به معناى استحباب و زيادتى مىدانند نزد مؤلف الميزان مردود است ،
( وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ )
: ( و اينكه روزه بگيريد براى شما بهتر است ، اگر مىدانستيد ) يعنى با رضا و رغبت روزه بگيريد كه براى شما خير است ( و خود روزه هم كه خير است پس تطوّع به روزه خيرى علاوه بر خير ديگر است ) و در حديث قدسى آمده است كه ( روزه براى من است و من جزاى آن را مىدهم ) ( الصّوم لى و انا اجزى به ) و اين امر نيست جز براى آنكه در روزه متعالى شدن از وابستگىهاى مادى و دنيا دوستى و پاكيزگى از آلودگىهاى مادّى و خود پرستى است و روزه آفت محدوديت و خودبينى است و ممكن است كه نماز يا حج براى غير خدا تحقّق پذيرد ، اما امكان ندارد كسى براى غير خدا روزه بگيرد .
( 185 )
( شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ )
: ( ماه رمضان ماهيست كه در آن قرآن