تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
توصيف نيكوكاران ( برّ ) را مينمايد ، تا اشاره كند كه مفهوم خالى از مصداق اثر و فضيلتى ندارد ، ابرار كسانى هستند كه خداوند آنان را با سه مشخصه از ديگران جدا مىكند ، اول ) : در اعتقاد كه آنان داراى مرتبهء چهارم از ايمان هستند كه قبلا شرح داده شد ، دوم ) : در عمل كه نيكوكاران از مال خود به گروههاى نامبرده در آيه انفاق مىكنند و نماز و زكات را بر پا مىدارند ، سوم ) : در اخلاق كه آنان به عهد خود پاى بندند تا نظام جامعه برقرار ماند و در برابر مشكلات صبور هستند و آن مرتبهء كمال نفس است ، سپس آنان را مفتخر مىنمايد به اين توصيف كه آنان كسانى هستند كه در اسلام خود راستگويانند و در رساندن دين اسلام به مدلولات واقعى آن در دوره زندگانى صادق هستند و اهل تقوى ، يعنى ملتزم و پايبند به تكاليفى مىباشند كه خداوند براى حمايت از بشر او را بدان تكليف مىكند و ايمان در قلب و جوارح و اعمال آنها مشهود است .

[ آيهء ( 179 - 178 ) دربارهء قصاص ]

( 178 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى )
: ( اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد قصاص در جناياتى كه واقع مىشود بر شما واجب است ) اين حكم مخصوص به مسلمانان مىباشد و قصاص عبارت است از پيگرد جنايتكار براى حمايت از جامعهء انسانى در برابر اشرار و مجرمين ،
( الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى )
: ( آزاد در برابر آزاد و برده در مقابل بنده و زن در مقابل زن ) يعنى نفس به نفس عين جنايتى را كه به او وارد كرده بر او وارد مىآورند ،
( فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ )
: ( پس اگر صاحب خون از برادرش ( قاتل ) گذشت كند ) خواه عفو نسبت به تمام حقّ باشد يا بعض آن ، كما اينكه زمانى كه اولياء دم متعدّد باشند و چند نفر از آنان از حق خود براى قاتل بگذرند ، قصاص ملغى مىشود و ديه برقرار مىگردد و به جاى ذكر قاتل كلمه برادر را آورده است تا حس محبّت و رأفت و تحسين گذشت و عفو را برانگيزد ،
( فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ )
: ( پس بر صاحب حق است كه قاتل را تعقيب كند و خونبها را از او مطالبه نمايند به نحو پسنديده و بر قاتل است كه خونبهايى را كه بدهكار است به نيكى