است و مثل كفّار مانند گوسفند ، به صورت قلب و پيچيده سخن گفت و از اوصاف كر و لال و كور كه براى آنها بيان شد معلوم مىشود كه منظور كفّار هستند .
[ آيهء ( 176 - 172 ) بيان محرّمات و مسألهء تجسم اعمال ]
( 172 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد از پاكيزهها هر چه روزيتان كردهايم بخوريد ) اين جمله خطابى است خاصّ به مؤمنين بعد از خطاب عام قبلى ، گويا از خطاب به جماعتى كه پذيراى نصيحت نيستند منصرف شده و روى سخن را به عدهاى خاص نموده كه دعوت داعى خود را اجابت مىگويند ، چون به او ايمان دارند و خداوند به آنان نزديك است و نعمت دهندهء آنان مىباشد ،
( وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ )
: ( و خدا را شكر كنيد اگر تنها او را مىپرستيد ) اگر فقط او را مىپرستيد ، پس در برابر اين نعمتها خدا را شكر كنيد ، حصر در كلمهء ( ايّاه ) مفيد معناى تقدير و انحصار در عبادت است و آن اطاعت از اوامر و عدم ارتكاب نواهى است .
( 173 )
( إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ )
: ( تنها از ميان خوردنيها خداوند ، گوشت مردار و خون و گوشت خوك و گوشت حيوانى كه براى غير خدا ذبح شده بر شما حرام كرده است ) مردار هر حيوانى است كه بدون تزكيه مرده باشد ، خواه ذبح شده باشد يا نه و خون و گوشت خوك هم نجس هستند و احلال براى غير خدا هم ذبح حيوان براى غير خداست ، مثلا ذبح براى بتها ،
( فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ )
: ( پس هر كس ناچار به خوردن اينها شود در صورتى كه خودش عمدا خود را ناچار نكرده باشد و از حدّ اضطرار هم تجاوز نكند گناهى بر او نيست ) يعنى نه ظالم باشد و نه از حدّ تجاوز كند ، پس اضطرار در صورتى است كه نه باغى و ظالم باشد و نه متجاوز و ( اثم ) عملى است كه مؤاخذه در پى داشته باشد يا مانع رسيدن رحمت شود ، امّا در زمانى كه ظلم و يا تجاوز ، خود موجب اضطرار شده باشد و يا خوردن زياده از حدّ رفع ضرر باشد ، پس براى انسان جايز نيست ،
( إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ )
: ( همانا خداوند