( 157 )
( أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ )
: ( اينان مشمول درود و رحمتى از ناحيهء پروردگارشان هستند ، ايشان همان هدايت شده گانند ) صلوات اگر چه به معناى رحمت هم حمل مىشود ، امّا معنايش غير رحمت است ، چون عادت و روش خدا بر رحمت به مؤمنان است و نسبت صلاة به رحمت مانند نسبت مقدمه به ذيل آن است ، يا نسبت التفات و توجه به نظر و يا نسبت انداختن در آتش به سوختن ، پس صلاة انعطافى از جانب خداى سبحان است كه به رحمت نسبت به بنده مىانجامد و خداوند متعهد شده است كه آنها را به راه هدايت و سبيل رحمت رهنمون شود .
[ آيهء ( 162 - 158 ) دربارهء حجّ و علّت اختلافات دينى ]
( 158 )
( إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ )
: ( همانا صفا و مروه دو نمونه از نشانههاى خداست ) صفا و مروه نام دو نقطه از شهر مكّه است و پشت مسجد الحرام قرار دارد كه حاجيان بين آن دو ، سعى مىكنند و آنها دو كوه مىباشند كه فاصله آنها 760 ذراع و نيم است ( هر ذراع 50 تا 70 سانتى متر است ) و كلمه صفا به معنى سنگ سخت و صاف است و مروه هم در اصل لغت به معناى سنگ سخت است .
و شعائر جمع ( شعيره ) به معناى علامت مىباشد ،
( فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما )
: ( پس هر كس حجّ خانه خدا و يا عمره به جاى آورد مىتواند ميان آن دو نقطه سعى كند و گناهى بر او نيست ) ( حجّ ) به معناى قصد بعد از قصد است ، يعنى قصد مكرّر كه در معناى فقهى عملى معهود در بين مسلمانان است ( اعتمار ) به معناى زيارت است و اصل آن عمارة و آبادى است ، چون هر محلى كه زيارتگاه مردم شد آباد مىگردد ، ( جناح ) به معناى انحراف از حقّ و حد وسط بوده و مراد از آن گناه است ،
( وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ )
: ( و هر كس كه عمل خيرى را به طوع و رغبت خود انجام دهد ، پس همانا خداوند شاكر و بسيار داناست ) طوع به معناى طاعت است و گفته مىشود كه طوع به معناى عمل مستحبّى است و طاعة و اطاعت در مورد عمل واجب به كار مىرود ، ( شاكر ) و ( عليم ) هر دو از اسماى حسناى الهى هستند و شكر به