شوند حيات آنها در رهايى از حكومت جور و باطل و آزادى است چون زندگى بدون نعمت آزادى و احكام الهى زندگى نيست و اگر زنده بمانند از شرّ حكّام جور رها شده و در پناه اسلام به حيات سعادتمندانه مىرسند ، پس در هر دو صورت زنده هستند ،
( وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ )
: ( و به صبر كنندگان بشارت ده ) صابرين كسانى هستند كه براى اداى امانت الهى بيدار هستند و لوازم جانشينى و استخلاف از خداى متعال را به جا مىآورند ، در اين آيه و آيه بعدى صابران را دوباره نام برد تا اولا ) : بشارتشان دهد ، ثانيا ) : راه صبر را به آنان بياموزد ، ثالثا ) : علت واقعى صبر را بيان كند و آن اين است كه ما ملك خدائيم و مالك حق هرگونه تصرّف در ملك خويش را دارد و رابعا ) : پاداش عموم صابران را كه همانا درود و رحمت خدا است معرفى نمايد .
( 156 )
( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ )
: ( كسانى كه زمانى كه مصيبتى به آنان مىرسد . . . ) يعنى واقعهء مكروه و يا اتفاق بدى بر ايشان مىافتد ، آن را از جانب خدا مىدانند و ناراحت نمىشوند ، چون هر موجودى قائم به خدا و محتاج به اوست ، پس خداوند حقّ هرگونه تصرف در آن موجود را دارد و انسان در هيچ امرى استقلال ندارد ، چه در وجودش و چه در قوايش ، پس كيست كه از يارى و رحمت خدا بىنياز باشد و كيست كه بر او جرأت نمايد تا از قدرت او خارج شود ،
( قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ )
: ( مىگويند ما از خدائيم و همانا بسوى خدا باز مىگرديم ) پس زمانى كه انسان متذكّر به حقيقت مالكيّت پروردگار باشد هرگز از مصائب متأثر نمىشود ، چون مالكيتى ندارد كه بواسطه حصول يا فقدان امرى خوشحال يا ناراحت شود و بنابراين امور را به مالكش ارجاع مىدهد
( لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ )
« 1 » ، ( ملك امروز از آن كيست ؟ از آن خداوند يگانه و چيره است ) .
هامش
( 1 ) - سوره غافر ، آيه 16 .