كسانى كه ايمان آوردهايد از صبر و نماز استمداد طلبيد ، همانا خداوند با صابران است ) صبر از بالاترين ملكات و احوالى است كه قرآن آن را ستوده و بدان امر نموده صبر از اعازم امور است و باعث مىشود تا همه مشكلات در نظر انسان كوچك جلوه كند و خدا ياور صابران است و نماز از بزرگترين عبادتهايى است كه قرآن بر آن تأكيد فراوان دارد و دربارهء هر امرى كه سفارش مىكند ، نماز در صدر آن قرار دارد ، اما در اين آيه نفرمود ، خدا با نمازگزاران است ، بلكه فرمود ، خدا با صابران است ، چون اين مقام ، مقام برخورد و مواجهه با مواقف هولناك و هماوردى با شجاعان است و در اين مقام اهتمام به صبر مناسبتر است چون صبر كليد هر مشكل است و خدا صابران را كمك مىرساند ، ( الصبر مفتاح الفرج ، صبر كليد فرج خدايى است ) و در اين مقام كه دشمنان قصد حمله به مسلمانان را دارند تا حكومت عدل و دعوت حق را نابود كنند ، مسلمانان بايد آمادگى دفاع و جهاد را داشته باشند ، چون دشمن با اقامهء حجّت و منطق قانع نشده است و قصد مقابله دارد ، پس اين بلاء احتياج به صبر شديد دارد ، حتّى بالاتر از صبر بر مرض و خشكسالى ، پس هدف از صبر تحمّل اذيت و آزار نيست ، بلكه صبر براى جهاد و دفع دشمنان خداست .
( 154 )
( وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ )
: ( و به كسى كه در راه خدا كشته شده است مرده نگوييد ، بلكه اينان زندههايى هستند ولى شما درك نمىكنيد ) ، همانا ماديّون به ماديّت نفس و بطلان آن بواسطهء مرگ معتقد هستند و زندگى اخروى را نفى مىكنند ، سپس درمىيابند كه فطرت انسان قائل به بقاء نفس است و باور دارد كه نفس از سعادت و شقاوت متأثر مىشود و در امورى كه احتياج به فداكارى و قربانى كردن باشد ، اگر هر كس كه بميرد فانى مىشود و مىگذرد ، هيچ انگيزهاى براى انسان يافت نمىشود كه خود را فداى ديگران كند تا ديگران زنده بمانند و هيچ داعى او را باز نمىدارد كه نفس خود را از بهرهكشى از