تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
كردن آن و امان طلبيدن اهل بعلبك و مصالحه نمودن ، محاصرهء ابو عبيده حمص را و مصالحه آنها با مسلمين ، داخل شدن مسلمين به حمص ، فرستادن خمس غنايم و خبر فتح نزد عمر ، عامل نمودن ابى عبيده عبادة بن صامت را ، رفتن ابو عبيده به حماة و فتح نمودن حماة و معرّه و لاذقيه و عنوه و انطرطوس و سلميه بلاد قريب به حمص را ، فرستادن ابو عبيده خالد را به قنسرين و ملاقات خالد باميناس كه از اكابر روم بود پس از هرقل ، و با جماعت بسيار از روميان ، و بقتل آوردن ميناس ، و انهزام روميان ، و محاصره خالد قنسرين را ، اظهار مصالحه اهل قنسرين و امتناع خالد از مصالحه و خراب كردن قنسرين ، محاصره كردن ابو عبيده حلب و انطاكيّه ، و قورس ، و حصن سلمان ، و تل عراز و يالس « 1 » و قاصرين را و فتح كردن ابو عبيده ، و مصالحه اهل هريك از آن ولايات و عامل گذاردن بر هريك ، و معاودت ابو عبيده به فلسطين ، فرستادن ابو عبيده حبيب بن مسلمه را به جبل اللكام مدينهء جرجر ، و به حصن الحدث ، و فتح كردن حبيب و مصالحهء اهل ان نواحى ، فرستادن ابو عبيده ميسرة بن مسروق العبس را به غراس و مقاتله كردن و فتح نمودن او ، فرستادن يزيد بن ابى سفيان معاويه برادر خود را بامر عمر به قيساريّه و مقاتله معاويه با اهل آنجا و به قتل رسيدن هشتاد هزار نفر از روميان و فتح آنجا به غلبه ، فتح عمرو بن عاص بيسان را ، مصالحه اهل اردن و عامل نمودن ابو الاعور را در اردن ، اجتماع عسكر روم به سردارى ارطبون به جنادين و گذاشتن سپاه عظيم به رمله و ايلياء و نزول عمرو بن عاص به جنادين ، فرستادن علقمه بن حكيم الفراس و مسروق بن فلان العكّى را بر قتال ايلياء و ابو ايّوب المالكى را بر قتال رمله . مقاتله كردن خود عمر و بارطبون و انهزام ارطبون به ايلياء ، فتح نمودن مسلمين به غلبه و فرار نمودن ارطبون از ايلياء به مصر فتح نمودن عمر و غزة و سبسطيه و نابلس و مدينه لدرا ، رفتن عمر به شام و گذاردن علّى بن ابيطالب عليه السّلام را در مدينه به جاى خود ، امر نمودن عمر به احضار امراء شام در جابيه ، ورود عمر به جابيه و ملاقات امراء ، مصالحهء اهل ايليا و رمله با عمر ، رفتن عمر به بيت المقدّس و مصالحه با اهل آنجا ، و خواهش اهل بيت المقدّس به حضور عمر در مسالحه كه سبب آمدن عمر شد به شام . قسمت كردن عمر فلسطين را به دو نصف كه يكنصف را به علقمه بن حكيم داد و او را در رمله گذارد ، و نصف ديگر را به علقمه بن مجرز « 2 » داد و او را در
هامش
( 1 ) . طبرى : بالس . در معجم البلدان شرح مبسوطى دربارهء بالس آمده است . ( 2 ) . طبرى : مجزز . طبقات ابن سعد : مجزّز .