نمود شهزاده غازان شرايط ترحيب و تكريم در مقدم او تقديم داشت و صدر الدين بر عادت معهود از زبان طغاچار ايلى و يكدلى و هواخواهى و ميلان و ترغيب ديگر امرا و ضعف و عجز بايدو خان عرض داشت شهزاده غازان بدان اخبار از آن روى كه محتمل صدق و كذب است زيادت التفاتى ننمود بعد از آن امراء بزرگ نوروز و قتلغشاه و غيره بكنگاج خلوتى ساختند و صدر الدين را نيز طلب داشتند و مباحثات پرداختند شهزاده فرمود كه اگر طغاچار با ما طريق موافقت و مساعدت مسلوك دارد عن قريب توفيق رفيق و سعادت مساعد ما شود صدر الدين گفت موافقت طغاچار و مطاوعت و انقياد او بر من است كه چون لشگر ازينجا در حركت آيد طغاچار با لشگرهاى خود استقبال و استمداد نمايد به شرط آنكه شهزاده بنده را بوعدهء مستظهر گرداند كه چون تخت او را صافى شود منصب نمودند « 1 » و بعد از آن به راه اهر و پيشكين « 2 » بيرون رفته در موغان رفتند و در حدود ابو بكرآباد بموضع پول خسرو نزول فرمود و نوروز بعد از دو « 3 » هفته « 4 » ببندگى رسيد و در قراباغ ارّان تمامت خواتين و شهزادگان و امرا و اركان دولت و اعيان حضرت جمع شدند و بر پادشاهى پادشاه اسلام « 5 » بىريا و نفاق اتّفاق كردند و جمله بر آن جمله موچلكا دادند « 6 » و روز يكشنبه بيست سيم ذى الحجه سنه اربع و تسعين و ستمائه موافق بيست سيوم طوقسونج آى قويين ييل جهت جلوس مبارك اختيار كردند « 7 » و پادشاه اسلام را بطالعى مسعود بر تخت خانى نشاندند « 8 » و تمامت خواتين و شهزادگان و امرا هريك بجاى خويش « 9 » زانو زدند و كاسه گرفتند و جهانرا بجلوس همايون او مبارك باد گفتند « 10 » و گفتند « 11 »
« گوش به خود دار از آنكه جان جهانيست » * بسته در آن يك عزيز جان كه تو دارى »
وزارت ببنده مفوّض و منوط بود تا بنده متعهّد و متكفّل شود كه نوروز
هامش
( 1 ) - و السلام :L . , P . add .( 2 ) - پيشكين :T . - W . ; S .( 3 ) -P . , L . om .( 4 ) - هفتهء :L .( 5 ) - غازان خان :L . , P . p . h . v . e .( 6 ) - و پادشاه اسلام را بطالع مسعود بر تخت شاهى :L . , P . hic inserit - ( - S . , L . 25 )- نشاندند ( خانى :L .)
( 7 ) - 8v .( 8 ) - 6v .8 - 7T .( 9 ) - خود :L .( 10 ) -P . , L . hic finit .( 11 ) - شعر :W . inserit