تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
جمله مسلمان شدند و در آن ماه طويها كردند و بعبادت اشتغال نمودند و جماعت سادات و ائمه و مشايخ را نواخت فرمود و ادرارات و صدقات داد و در باب عمارت مساجد « 1 » و مدارس و خانقهات و ابواب « 2 » البرّ احكام بمبالغت اصدار فرمود و چون ماه رمضان درآمد با جمعى « 3 » ائمه و مشايخ بطاعت و عبادت مشغول شد « 4 » و بر كافهء عقلا پوشيده نيست كه اسلام و ايمان پادشاه اسلام غازان خان از سر صدق و اخلاص بود و از شوائب ريا و رعونت « 5 » مبرّا و مصفا چه باوجود عظمت و شوكت پادشاهى و كمال قدرت فرمان روائى اجبار و الزام متصوّر نباشد و با عدم احتياج « 6 » و فرط استغنا ريا و مرا ممكن نه « 7 »

حكايت آمدن شيخ محمود برسالت از پيش بايدو خان و ميلان امرا بجانب غازان خان بازنمودن

امير طغاچار بسبب آنكه تداجو با او بقوّت و استظهار بايدو مخالفت و منازعت مىكرد از دولت بايدو ملول و نفور شده بود و صدر چاوى همچنين به جهت وزارت و مضادت جمال الدين دستجردانى مهجور و ذلول گشته طغاچار را بر مخالفت و منازعت بايدو مىانگيخت اين موجبات بناى فتنه و بلغاق نهادند خواستند كه كسى را بر سبيل جاسوسى به خدمت غازان فرستند و اظهار مطاوعت و متابعت كنند شيخ

حكايت توجّه رايات همايون پادشاه اسلام « 8 » بجانب بايدو نوبت دوم و گريختن بايدو « 9 » و ايل شدن امراء او

بعد از آنكه غازان خان كلمهء توحيد گفت « 10 » و جمهور امرا باتّفاق موافقت او كرده مسلمان شدند و بعبادت مشغول گشتند ايلچيان بايدو « 11 » قتلغشاه نام و شيخ المشايخ محمود برسيدند و از هرگونه سخنهاى غثّ و سمين « 12 » ايراد كردند و شيخ محمود فرصت جسته سخن امرائى كه پيش بايدو مىبودند و با غازان خان « 13 » يكدل « 14 » عرضه داشت و پيغام هريك بگذارد و در باب جواب التون تمغاها بستد و
هامش
( 1 ) -W . om .( 2 ) -L . om .( 3 ) - جمع :L .( 4 ) - گشت :L .( 5 ) - رعونت‌آميز :L .( 6 ) - احتياط :L .( 7 ) - و الله الموفّق و المعين :W . add .( 8 ) - غازان خان :W . add .( 9 ) - و گريختن بايدو :W .، بايدو :T . - L . , S . om .( 10 ) -L . om .( 11 ) - و :S . , L . , W . inserit( 12 ) - ثمين :L . , W .( 13 ) - خان :W . om .، پادشاه اسلام :L .( 14 ) - در خلوت :L . inserit