و هرشب خلائق بسيار از تازيك و ترك اقطار و امصار بر بساط سماط او افطار مىكردند عروهء حبل متين دين كه انقصام و انصرام يافته بود باز تربيت و تقويت يافت نيّتش بر تأسيس قواعد دين و تمهيد مبانئ يقين و تقويت اساس شرع و رعايت قوانين اصل و فرع مقصور گشت و همّتش بر لزوم طريق ورع و نهمتش بر عفّت و تقوى باعث بود ايزد سبحانه و تعالى وجود همايون پادشاه اسلام غازان خان در طوفان طوارق و حدثان كفيل مصالح و مناجح بندگان و سبب امن و امان عالميان كرد تا هزاران نفوس پاك را از آسيب شكنجه و نهيب سرپنجهء تاتار كفار مصون گردانيد تا لاجرم صيت ايّام معدلتش و شمعهء بازار مكرمتش طنين آذان جهان شد على الجمله بعد از آن ملوك و سلاطين اسلام را بموجب نصّ و اولى الامر منكم طاعت او واجب و لازم شد كماليتى تمام حاصل كرد بر وجهى كه بشيوهء بخشىگرى عظيم ماهر شد ليكن از تاثير عنايت ازلى بفكر ثاقب و رأى صائب در اسرار بتپرستى نظر مىكرد و در حقيقت اديان و ملل تأمّل مىنمود و از فيضان الهام اشعهء انوار دين محمّدى بر ضمير منيرش ساطع و لامع گشت و در خاطر عاطرش ميلان « 1 » به اين ملّت حقّ ظاهر مىشد و بنابر تمكّن و تئبّت بر آن طريقه استمرار مىنمود و در آن باب متمكّن و ثابتقدم مىبود و در خبوشان « 2 » خراسان « 3 » به جهت غلو در آن شيوه بتخانهاء عالى ساخت و اداء واجبات ايشان « 4 » بر وجهى مىكرد كه تمامت بخشيان و رهبان « 5 » از آن رياضات و مشقات « 6 » متعجّب ماندند و مع هذا در تفتيش اسرار حقّ و تحقيق راه صواب مجدّ عظيم بود تا « 7 » در آن وقت كه با بايدو مجتمع شدند « 8 » و امراء حاضر عهد و پيمان مىكردند مسلمانان به قرآن سوگند مىخوردند و مغولان بزر نوروز « 9 » در آن حال عرضه داشت كه اگر پادشاه جهانپناه « 10 » دين اسلام را بايمان خويش قوى گرداند چه شود فرمود كه روزگاريست كه اين انديشه در خاطرست نوروز يكپارهء لعل ممسوح بغايت بىنظير بيرون آورد و زانو زد و گفت هرچند قراجو را راه چنين
هامش
( 1 ) - ميل :L .( 2 ) - خوجان :W .( 3 ) -L . , W . om .( 4 ) -L . om .( 5 ) - رهبانى :L .( 6 ) - رياضت و مشقّت :W .( 7 ) - و :L .( 8 ) - شد :L .( 9 ) - امير نوروز :W .( 10 ) - جهانپناه :L . om .