تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
بتبعيّت پادشاه اسلام به اعتقاد درست از شائبهء كدورت و ريا مصفّى بدين اسلام درآمدند و بتشريف هدايت نور ايمان مشرّف گشتند كه ناتج صور توالد و تناسل مؤمن و مؤمنه باشند اعتقاد موحّدان در اعجاز ملّت احمدى و اظهار دين محمّدى عليه الصلاة و السلم ممهّدتر و صدق اخلاص مؤمنان مؤكّدتر شد در آن روز جماعت ائمّه و مشايخ و سادات را ادرارات و انعامات مرسوم و وظائف فرمود و نذور و صدقات در حقّ فقرا و مساكين مبذول و بمشاهد اوليا و مزارات ابدال روى آورد و بتضرع و ابتهال از حضرت ذو الجلال قوّت انتقام اعدا و دفع حساد مىخواست و خانقاه و مشاهد انشا فرمود و بدين بشارت مسرعان و پيكانرا به اطراف و ارجا و انحاء ممالك دوانيد و حلاوت اين شادمانى كه اصل زندگانى و ثمرهء شجرهء كامرانى جاودانيست بمذاق ساكنان آفاق رسانيدند از اطراف عراق و خراسان اهل دل و مشايخ و ائمه روى ببندگى حضرت آوردند ماه رمضان ركن صيام را بجاى اصنام نفاذى نمود امر الله قدرا مقدورا بظهور پيوندد و به حكم اين مقدّمات چون عنايت ذو الجلالى و مشيت لايزالى چنان اقتضا كرد كه وهنى و فتورى كه بتقلّب شهور و اعوام و تعاقب ليالى و ايّام به اطراف ملّت اسلام راه يافته بود بر دست يكى از خواص عباد كه متولّى سلطنت امصار و بلاد باشد متدارك « 1 » شود ذات ملك صفات غازان خان را مستعدّ فيض انوار هدايت و الهام ربانى گردانيد و چون در اوائل سنّ طفوليت نزد جدّ بزرگوار خويش اباقا خان مىبود و او مائل به راه و شيوهء بخشيان و معتقد معتقدات ايشان او را بيك دو بخشى بزرگ سپرد و فرمود تا در تعليم و تحريض او بر اقتباس مراسم طريقهء ايشان مبالغت تمام نمايند و ايشان همواره ملازم مىبودند و « 2 » دائما بر ترغيب و تحريض « 3 » او در آن معتقد « 4 » مداومت مىنمودند و او از غايت كياست و دها و فطانت « 5 » و ذهن « 6 » و ذكا باندك زمانى بر عجر و بجر « 7 » آن طريقه اطّلاع يافت و بر غوامض و دقائق اقوال و افعال آن طائفه واقف گشت و در آن قسم
هامش
( 1 ) - بتدارك :L .( 2 ) -L . om .( 3 ) - و تحريض :W . om .( 4 ) - در معتقدات :oxhibit4 - 2L . pro .( 5 ) - فطنت :L .( 6 ) - و ذهن :L . om .( 7 ) - بر عجز و نقصان :L .