كه راه بگشايند تا بسلامت بيرون روند آن روز هردو سپاه برابر هم فرود آمدند و از يك چشمسار آب مى خوردند امّا آن شب از طرفين جمله در سلاح بودند و لجام اسپان از دست نگذاشتند روز ديگر همچنين از هم متوهّم بودند بامداد روز دوشنبه هفتم رجب شهزاده عازان عزيمت كوچ كرد چند كرّت امرا توقتمور و سوتاى آمد شد نمودند عاقبت بر آن قرار افتاد كه در ميان هردو صفّ بارگاهى بزنند در يورت توداى خاتون و آنجا سخن به آخر رسانند امراء شهزاده غازان نوروز و نورين و قتلغشاه و توقتمور حاضر شدند و از جانب بايدو خان طغاچار و طولاداى و قونچقبال و در مواجههء يكديگر تا نيمروز مباحثت و محادثت و گفتوگوى نمودند بعد از مجادلهء بسيار قرار بر آن افتاد كه اردوهاى ارغون خان چون بلغان خاتون و اروك خاتون و شهزاده خربنده اغول با ديگر شهزادگان به خدمت غازان فرستند تا تمامت اموال و خزائن و ممالك عراق و خراسان و قومس و مازندران و يك نيمه از ملك فارس با تمامت اينجوها تا شروياز سياهى مىكردند و از آنجا بازگشتند و ببايدو متّصل شدند بحدود سجاس و دوشنبه چهاردهم كوچ كردند تا پشتهء شروياز و از آنجا مراجعت نمودند و بايدو با امرا كنگاج كرد « 1 » كه « 2 » تدبير نوروز و توقتمور چيست باتّفاق گفتند كه ايشانرا آسيبى نتوان رسانيد مگر توكال كه به خون نوروز سعى مىكرد و گفت پناه و استظهار غازان نوروزست كشتن او لازم باشد و طغاچار و ديگر امرا بواسطهء خويشى و دوستى رخصت نمىدادند و توكال بدان رنجش برگشت و با ولايت گرجستان رفت « 3 » كه خانهء او بود تا واقعهء بايدو باز نيامد و چون طغاچار بواسطهء مضادتى كه توداجو با او مىورزيد از « 4 » دولت « 5 » بايدو نفور گشته بود و نيز صدر الدين بسبب آنكه او را وزارت ميسّر نمىشد او را بر آن معنى تحريض مىكرد با نوروز « 6 » زبان درباب تقويت كار غازان « 7 » يكى كرده بود نوروز را تعليم داد تا آنجا با ايشان اظهار موافقت كند و با ايشان عهد گونهء بكند و بعد از آن ترتيب او كرد
هامش
( 1 ) - كردند :S . , W .( 2 ) - كرد كه :L . om .( 3 ) - باز رفت :W .( 4 ) - آن :L .( 5 ) - 6v .( 6 ) - 6 - 5 :L . lae .( 7 ) - خان :L . add .