تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
خوردند بايدو نوروز را گفت تو نيز بخور بپاسخ گفت من مسلمانم بزر و شراب چگونه سوگند خورم بايدو از جواب او برنجيد امّا ظاهر نكرد همچنين امرا با يكديگر عهد و پيمان كردند كه يكديگر را بد نينديشند و كار پادشاهى روز ديگر در اثناى طوى مقرر شود بايدو بايجاب تمامت ملتمسات وعده و زبان داد و آخر روز هريك بخانهاى خود مراجعت نمودند امراء بايدو در فكر آن بودند كه در اثناى طوى قصد شهزاده غازان كنند امّا هر كرا سعادت الهى همراه باشد از كيد و مكر دشمنان در امان باشد بامداد شنبه چهارم رجب هردو سپاه در برابر يكديگر تا قربان‌شيره برفتند و سپاه شهزاده غازان بدرغالهء مضيق و گذارى تنگ رسيدند كوكتاى بهادر پسر يلاسون طرقاى گورگان با سوارى دوهزار چون باد بتاختند كه سر راه بگيرند و قنچقبال و ديگر امرا مساعدت و معاونت مىنمودند بايدو خان از قصد و انديشهء ايشان آگاه شد و دفع و منع ايشان نموده فرمود داد كه مىبايد كه نوروز و توقتمور و كورتمور كارها به تمام ساخته « 1 » زودتر باز گردانى « 2 » و از آنجا متوجّه دماوند گشت و آن تابستان آنجا يايلاميشى كرد « 3 » و چون امرا نوروز و توقتمور و كورتمور بازآمدند و بايدو بساختن مهمّات « 4 » ملك و فرستادن خواتين و اوردوها را اعذار نامقبول گفته بود و بسخن خويش « 5 » نرسيده آن معنى مهيّج غضب پادشاه گشت و فرمود تا امرا تمامت « 6 » با لشگرها بعلفخوار « 7 » روند و چهارپايانرا فربه كنند و حال نوروز و ايشان چنان بود كه « 8 » چون نزد بايدو رسيدند و التماس كردند تا يرليغ درباب ممالك مقرّر بدهد « 9 » و اوردوها و خواتين را « 10 » روانه گرداند « 11 » بايدو « 12 » بواسطهء مراجعت پادشاه مستشعر گشت و ايشانرا موقوف گردانيد و قونچقبال و دولاداى و ايلچيداى را « 13 » در مقدّمه برعقب بفرستاد و خود ديگر روز روانه شد چهارشنبه نهم رجب از سپيدرود بگذشتند و آدينه يازدهم رجب كورتيمور برسالت بيامد و امرا
هامش
( 1 ) - هرچند :L . inserit( 2 ) -L . om .( 3 ) - فرمود :L .( 4 ) - و :S . , W . inserit( 5 ) - خود :L .( 6 ) - تمام :W .( 7 ) - علفخوارها :L .( 8 ) -S . om .( 9 ) - بدهند :L .( 10 ) - خواتين :L .( 11 ) - گردانيد :L .( 12 ) - كه :W . add .( 13 ) - قوشچى را :W . add .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 68 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان