و بقراتپهء سرخس فرود آمد در آن مرحله بوغداى ايداجى از مركز آذربيجان و حضرت گيخاتو خان برسيد و احوال مخالفت و مباينت بايدو و امرا تقرير كرد و چون خانهاء نوروز بجانب بادغيس هراة رفته بودند نوروز ازينجا اجازت انصراف يافته بازگشت شهزاده ازينجا به راه اژكاه و شوكان روانه شد ايلچيان بايدو برسيدند مقدّم ايشان قتلغشاه نامى و عرض داشتند كه تمامت اقا و اينى و امرا و نوينان متّفق اللفظ و متّسق الكلمه شدهاند كه شهزاده بمركز دولت خرامد و تاج و تخت كه ارثا و مكتسبا بوى مىرسد بجلوس مبارك مزيّن و محلّى گرداند شهزاده ايلچيانرا بعد از عاطفت و سيورغاميشى فرمودن بازگردانيد و ايلچى باستدعاء نوروز فرستاد و يكچند در رادكان و چشمهء گلسب اقامت فرمود و ازينجا بمرحلهء خبوشان و منزل دوبر رسيد و چون اردوها و خانها و لشگرهاء امرا بمازندران بودند و شهزاده سوكا پسر قرابوقاى به حكم و فرمان گيخاتو خان بمازندران رسيده بود از آنجهت راى مبارك در عزيمت مبادرت مسارعت نمود و بشهرك نو جرجان درآمد و بسلطان دوين استراباد كه مسقط رأس بود نزول فرمود و يكچند بعيش و عشرت گذرانيد و در قضيهء بايدو با امراى معظّم استشارت و كنگاج مىكرد و اراتيمور ايداجى را پيش بايدو فرستاد و پيغام داد كه ما عزيمت دار الملك مصمّم كرده بر اثر مىرسيم سخنى كه باشد بحضور اقا و اينى تمام كرده شود و غازان بعد از آن مجازات حسنات و مكافات خدمات نوروز بر خود واجب كرد و او را بمزيد عاطفت و مكرمت اختصاص داد و تدبير امور مملكت و ترتيب مهمّات لشگر و رعيّت براى و كفايت او مقصور گردانيد و قربت و مكانت و منزلت و درجت او از اكفا و اقران بگذرانيد و حكم يرليغ نفاذ يافت كه از كنار آمويه تا سرحد ممالك عراق كه در قبضهء تصرّف و پنجه تملّك ماست هم بر آن جمله كه ارغون اقا از قبل پدران نيكوى ما نائب و امير بوده است حكم آن باسرها و اجمعها از قبض و بسط و طىّ و نشر و حلّ و عقد و اخذ و اعطا بنوروز ارزانى داشتيم و ترتيب سياقت لشگر و تدبير سياست مملكت و رعيّت در قبضهء هدايت و كفّ كفايت او نهاديم نوروز را خاتم حكم و نگين تمكين در كفّ كفايت آمد
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٥٥