تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
ايلچيان رفته بود بسوگندى مغلّظه و تعليقات فراوان و استحلال محرّمات و تحريم محلّلات و وقوع تطليقات منكوحات مواجهة و مشافهة بر زبان راندند و شرط كردند كه وجنات صفحات يكديگر بمحاجن ناخن خراشيده نگردانند نوروز را سلسلهء عقود عهود بمراتب قسم و ايمان محكم و مبرم گشت مشروط بر آنكه تا قضاء مهلت بقا دهد و قدر مكنت امكان جادهء اخلاص در عبوديت خانيت مسلوك دارد و چون قرار مؤكّد شد غازان خان فرمود كه مضى ما مضى بعد اليوم و استقبال حال در دفع خصمان و قمع و قهر معاندان و منازعان يدا واحدة باشند بعد از آن حضرت غازان خان به راه پنج ديه و مروجق عزيمت انصراف نمود
P . fol . 219 v .
آنجا امراى لشگر قراونه شرف تكشميشى يافتند و به راه اندخود بيرون آمد فرزندان عمر اغول ايكو و برادران ببندگى پيوستند از آنجا بر صوب فارياب كوچ فرمود قراولان بر قراول ياغى افتادند و بعد از ضرب‌وحرب گروهى بقتل آمدند و بر راه شپورغان كه بيابانى بزرگ بىآبست كوچ فرمود نوروز از آنجا با لشگر قراونه مراجعت نمود عنان با يورت خود معطوف گردانيد و ياغى چون بلاى ناگهانى درپى و از باس قراوناس مادران فرزندانرا مىانداختند آن شب بمرحلهء تانجكسو از حدود شپورغان نزول و حلول فرمود و حكم نفاذ يافت كه هيچ آفريده آتش نكند و آش نپزد تا بعلامت آتش ياغى آگاه نشود و ما صبحدم كه ياغى هنوز در خواب خوش غنوده باشند هجوم و شبيخون كنيم و ياغى را نيز وصول رايات همايون معلوم گشته از راه برخاسته بر صوب صان و جاربك بيرون رفتند شهزاده از رودخانهء شپورغان چون انهزام ياغى استماع نمود امير قتلغشاه را با طائفهء امرا برعقب ياغى بفرستاد و خود در حدود جوزجانان مقام كرد امرا در ماه ربيع الاوّل سنهء اربع و تسعين و ستمائه بلشگر ياغى رسيدند بيك وثبه و طفره همه را پلنگ وش فرو گرفتند و بعضى را بكشتند و باقى را هزيمت كردند و چهارپاى و بردهء بسيار بالجا گرفتند و بازگشتند و بجوزجانان ببندگى پيوستند و ازينجا باتفاق و طالع سعد روان شد چون بفرامرزان رسيدند خاتون نوروز طغانجوق و خانهاء او آنجا بودند بعد از طوى و عيش و عشرت بر صوب سرخس نهضت نمود
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 54 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان