ايداجى حاكم محروسهء اصفهان آنجا ببندگى رسيد و انواع تنسوقها و پيشكشها تقديم داشت از خرگاه و بارگاه و سراپرده و تختهاء جامه و اسپان بنجاق با زين مرصّع و شتران و استران با ديگر اجناس و بشرف سيورغامشى مخصوص گشت غازان بعد از يك ماه از آنجا شكاركنان روانه شد چون به شهر ابهر رسيد ايلچييان پدرش ارغون خان از حضرت قبلاء قاان بازگشته بشرف بندگى رسيدند و بجائي بلغان خاتون دخترى از خويشان او كوكاجين نام آورده با تنسوقهاى ختائي و ظرائفهائى چينى با ترتيب و رتبت تمام شهزاده كوكاجين خاتون را در حبالهء عقد نكاح خود آورد و از جملهء تنسوقها ببرى غرّان چون اژدهائي دمان بكيخاتو خان فرستاد و متوّجه دماوند و فيروزكوه شد ايلچيان امير قتلغشاه برسيدند متبشّر بدانكه قتلغشاه با نوروز و سپاه ياغى مصاف داده است و او را در جنگ مضطرم و منهزم گردانيده و نوروز را طاقت مقاوحت نمانده خود را بكوه خراسان و مازندران و قومس و رى و ضبط آن و حرز ولايت « 1 » و تعيين تغار لشگر معيّن فرموده متوجّه تبريز گشت و نورين اقا مصاحب بود و تغميش را باعلام وصول خويش از پيش « 2 » روانه گردانيد در حدود ابهر بازآمد و گفت كيخاتو فرمود كه « 3 » غازان را بآمدن چه احتياج بود مىبايد كه با خراسان مراجعت نمايد و جمعى را بفرستد تا مهمّات ساخته گردد « 4 » و ملتمسات مبذول افتد غازان « 5 » فرمود كه چون اينجا رسيديم يكديگر را ناديده چون باز گرديم امير آلادو و مولاى را باولاغ « 6 » روانه داشت تا مهمّات را بسازند و بجانب تبريز توجّه فرمود « 7 » و در پل زره خواجگان خاص ارغون خان نجيب و عنبر و ريحان ببندگى رسيدند و چون بمباركي بتبريز رسيد چند روزى توقّف فرمود « 8 » و متعاقب ايلچيان كيخاتو مىرسيدند كه غازان بازگردد و آخر الامر كمجو و ناردو « 9 » رسيدند و عرضه داشتند كه « 10 » فرموده است كه هم « 11 » در روز بازگردد و اندك چيزى
هامش
( 1 ) - ولايات :L .( 2 ) - از پيش :W . om .( 3 ) -L . om .( 4 ) - گردانند :L .( 5 ) - خان :L . add .( 6 ) - بالاتاغ :L .( 7 ) - . 2v .( 8 ) -T . - L . , W .؛ 2 - 1 :S . om .( 9 ) - هردو :L . add .( 10 ) - داشت و :L .( 11 ) -L . om .