تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
و جورجاباد نهضت فرمود و امير نورين بسملقان بشرف بندگى رسيده از آنجا عزيمت دار الملك آذربيجان مصمّم فرمود و امير قتلغشاه را بمحافظت ديار خراسان و لشگرها بگذاشت و با امرا نورين و ستلمش به راه مازندران نهضت نمود امير قتلغشاه دختر جرغوتاى خواسته بود و در تميشه زفاف كرده مراجعت نمود و رايات همايون از تميشه سوار شد و اردوها را در حدود مازندران بگذاشت و آن شب تا سى فرسنگ براند و به راه شاه ديز بجانب فيروزكوه بيرون آمد و بدماوند يكهفته مقام فرمود و صاحب سعد الدين ساوجى را با ستلمش آنكجا بگذاشت تا اموال مازندران و قومس و رى ضبط كنند و به تحصيل استيفا رسانند و حرز ولايت و تغار عساكر تعيين كنند خادمان خاص سرور و فرح از ملك فخر الدين رى متشكّى بودند شهزاده بازخواست فرمود ملك ترسان و پراشان شد ولايت بازگذاشت و بآذربايجان پيش كيخاتو خان بتافتند غازان خان تاغميش را باعلام وصول رايات احدى و تسعين و ستمائه عماد الدين خطيب نيشاپور را كه مردى بزرگ بود بواسطهء آوازهء نوروز فضولى مىكرد حكم شد تا او را گرفته از نيشاپور بياوردند و بياسا رسانيدند و در آن تابستان از وقائع چيزى واقع نشد و چون زمستان آمد در سلطان دوين آستراباد قيشلاميشى فرمود و امير نورين را بسمنقان و شقان « 1 » فرستاد و در اوائل بهار آوازهء ياغى دادند و رايات همايون بجانب جرجان و شهرك نو و مورجاباد « 2 » در حركت آمدند « 3 » و امير نورين آنجا ببندگى رسيد و در اوائل شهور سنهء اثنين و تسعين از آنجا كوچ كرده روزى چند در سمنقان اقامت فرمود و مستخبرانرا به اطراف فرستادند و آن آوازه دروغ بود و ديگربار انديشهء عزيمت طرف آذربيجان فرمودند « 4 »

حكايت توجه غازان خان بجانب الاتاغ بر عزم ديدن كيخاتو و مراجعت نمودن از تبريز و منهزم شدن نوروز و فتح نشاپور

غازان خان « 5 »
هامش
( 1 ) - بسمقان و سقان :W . - S . ; L .( 2 ) - شهر نو مورجاباد :L .( 3 ) - حركت فرمود :L .( 4 ) - و السلام :et add .فرمود :L .( 5 ) - غازان خان :S . , L . om .