تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
عزيمت را فسخ فرموده بر سبيل قشلاميشى بجانب شتركوه رفت و آنجا كوشك مراد بنياد نهاد و انبارجى را با لشگر اجازت انصراف با تختگاه داد در تضاعيف اين حالات در جژد از قصبات ولايت خواف جماعتى رنود و اوباش اتّفاق كرده بودند و پسران ملك زوزن را با گروهى اكابر آنجا بقتل آورده شهزاده غازان امير مولاى و امير سوتاى را بدفع و قهر و قمع ايشان نامزد فرمود و چون از شتركوه برفتند شاه على پسر ملك نصير الدين سيستان از قهستان بهوس استخلاص خواف آمده بود و آن قلعه را حصار مىداد امرا مغافضة چون قضاء مبرم بر سر ايشان تاختند و بيشترى از مجرمانرا بقتل آوردند شاه على از ميان اين ورطه به صد حيله جان بدر برد باقى علف شمسير و تير شدند و مال و چهارپايان ايشان غارت كردند و اهل قلعه را ايل ساختند و جماعتى فضول و فتانرا بياسا رسانيدند و رعايا را با سركار خود فرستاد و از آنجا مراجعت نمود و شاه على درين سال تا قهستان آمد غازان « 1 » در حقّ اهالى آنجا عاطفت فرمود و ايشانرا زحمتى نرسيد امّا مردم فوشنج بسبب آنكه با قلعه رفته بودند و چون لشگرهائي عراق آنجا رسيده بودند « 2 » و تغار خواسته نداده و جنگ كرده غازان خان از حركت ايشان در غضب رفت و فرمان شد تا آن را « 3 » محاصره كنند « 4 » بعد از مشقّت بسيار بستدند و چهارپايان « 5 » و گوسفند و گاو و تغار فراوان « 6 » از آنجا بيرون آوردند « 7 » و بيشتر مردم آنجا را « 8 » باسيرى براندند و چون رايات همايون از هراة مراجعت نموده بفوشنج رسيد اهل آنجا ضعف حال « 9 » عرضه داشتند دربارهء ايشان مرحمت فرموده فرمان شد تا عورات و اطفال ايشانرا كه اسير كرده بودند تمامت را باز گردانيدند و ايشانرا استمالت فرمود و بطالع سعد برنشسته بجانب رادكان آمد چون كيخاتو
S . fol . 275 r .
به جهت لشگر خراسان مالى « 10 » مىفرستاد و لشگر بسيار آنجا جمع بودند و در زحمت عزيمت توجّه بجانب او مصمّم فرمود تا كماهى احوال بمشافهه تقرير رود بعد از آن عزم را فسخ
هامش
( 1 ) - خان :L . add .( 2 ) - بود :L .( 3 ) - آنجا :L .( 4 ) - كرده :L .( 5 ) - چهارپاى :L .( 6 ) - فرزندان :S .( 7 ) - رفته‌اند :L .( 8 ) -L . om .( 9 ) - خود :L .( 10 ) - مال :L .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 35 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان