تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
پادشاهى كيخاتو محقّق « 1 » شد امير قتلغ شاه را برسالت پيش او فرستاد تا حال خرابى خراسان و كار لشگر آنجا عرضه دارد و جماعت امرا هورقوداق و قراجاورجى « 2 » و قتلغتيمور و ديگرانرا بخراسان فرستاد « 3 » تابستان سنهء تسعين و ستمائه « 4 » در موضع « 5 » اسران كه ميان فيروزكوه و سمنانست و آن را نكاتو يايلاق مىخوانند « 6 » نزول فرمود و همواره به شكار و طوى مشغول بود « 7 » و اصحاب ديوان بجمع تغار لشگريان « 8 » و ضبط اموال ولايت « 9 » قيام مىنمودند و امير قتلغ شاه « 10 » ببندگى كيخاتو رسيد و احوال عرضه داشت « 11 » جهت اشتغال بعيش و عشرت و لهو و نشاط زيادت التفاتى نفرمود « 12 » او نيز مراجعت نموده با بندگى غازان خان آمد و پاييزگاه رايات همايون به طرف دامغان و بسطام آمد و از آنجا بكالپوش و باستحضار نظام الدين يحيي قتلغ خواجه و لالا را بجانب بيهق فرستاد چون او در خراسان گستاخيها كرده بود و جمعى اكابر را اگرچه متعلّق بودند كشته و اموال بىاندازه از مردم ستده خائف و مستشعر بود و از آمدن تقاعد نمود و رايات همايون از راه قلعهء جناشك « 13 » بجرجان درآمد و آن زمستان در سلطان « 14 » دوين آستراباد قشلاميشى كرد « 15 » و كيخاتو شهزاده انبارجى و امرا دولاداى « 16 » و قونچقبال « 17 » و ايلتمور را بمدد لشگر خراسان به خدمت غازان خان فرستاد در سلطان دوين بشرف تكشميشى رسيدند و حكم شد تا در « 18 » حدود قراتوغان « 19 » قشلاميشى كنند و در اواخر زمستان آوازه دادند كه نوروز بحدود نيشاپور آمده و عزم جوين دارد تا نظام الدين يحيى را از قلعهء اندمد بيرون
هامش
( 1 ) - مقرر :L .( 2 ) - قرا پسر جاورجى :L . , W .؛ قرا پسر جاورجى :T . - P . ; S .( 3 ) - بمحافظت خراسان نامزد گردانيده :P .( 4 ) - 6 به ( 5 ) - مواضع :L .( 6 ) - ميان فيروزكوه و سمنان بموضع اسران كه مغولان آن را :exhibet16 - 14P . pro- نكاتو ييلاق مىگويند ( 7 ) - به شكار نخچير و اصطياد طيور مشغول بودP .( 8 ) - لشگر :L .( 9 ) - ولايات :L .( 10 ) - دراران :L . inserit( 11 ) - 22v .( 12 ) - بدان زيادت مبالات ننمود چه از دنيا و مافيها فراغتى :exhibet22 - 21P . pro- كلّى داشت ( 13 ) - حساسك :L .( 14 ) - ميدان :L . add .( 15 ) - فرمود :L .( 16 ) - دولاداى :W .( 17 ) - قنجقبال :P . , W .( 18 ) -L . om .( 19 ) - قراتوغان :L .، در حدود تميشه بموضع قراتغان :P .