تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
توجّه نمود و پيش از آن ابيشقا « 1 » برادر آلادورا . برسالت ببندگى ارغون خان فرستاده بود « 2 » و او چون « 3 » واقعه شنيده بود در دامغان توقّف نموده و تمامت اهل دامغان از شهر برخاسته بودند و بعضى باتّفاق شاه ايلدوز « 4 » بگرد كوه رفته « 5 » بعضى « 6 » بحصار ديه مايان كه جائي محكم است از آن جهت ابيشقا از دامغان بازگرديده و ببسطام ببندگى رسيد و حال مردم دامغان عرضه داشت و چون رايات همايون بدامغان نزول فرمود هيچ آفريده پيش نيامدند و ساورى و علوفه و ترغو ترتيب نكرده بودند غازان خان غضب فرمود « 7 » و چون اكابر و اعيان آنجا در حصار مايان بودند فرمود « 8 » تا بيرون آيند اباء نمودند و بمحاصرهء آن فرمان شد بعد از سه « 9 » شبانروز جنگ امان خواستند و بايلى درآمدند و مالى « 10 » بسيار از نقد و جنس بدادند و جهت لشگر تغار و گاو و گوسفند بدادند « 11 » غازان خان از غايت عاطفت و مرحمت گناه آن مجرمان « 12 » ببخشيد و فرمود تا حصار را خراب كردند و بعد از جلوس مبارك فرمان شد تا آبادان كردند و بعد از آن بجانب سمنان روان شدند و در ميانهء آن احوال معين الدين مستوفى ديوان بزرگ و جمعى بيتكچيان بجانب نشاپور مىرفتند ايشانرا گرفته ببندگى آوردند بدان التفاتى « 13 » نافرموده فرمان شد تا يرليغها و آل « 14 » تمغا كه داشتند بازسپردند « 15 » و اجازت يافته برفتند و چون غازان خان بسمنان رسيد امرا كنگاج كرده واقعهء ارغون خان عرضه داشتند و شهزاده مراسم عزا بتقديم رسانيد و حكم فرمود تا چنان كه آيين مغولست پر از كلاه بردارند « 16 » و امير مولاى از قهستان « 17 » به راه بيابان بسمنان آمد و ببندگى پيوست و بانواع عاطفت مخصوص گشت و فرمان شد كه « 18 » همشيرهء امير ساتلمش را « 19 » بوى دهند و چون ايغورتاى غازان از سلطان ميدان
هامش
( 1 ) - ابيشقه :P .( 2 ) - بود :L . om .( 3 ) -L . om .( 4 ) - ايلدون :L .؛ يلدوز كه والى دامغان بود :P . inserit: ايلدوز :T . - W . ; S .( 5 ) - پناه بگرد كوه برده :P .( 6 ) -L . om .( 7 ) - 18v .( 8 ) - 18 - 17 :L . om .( 9 ) - دو :L . , P .( 10 ) - مال :L .( 11 ) - . . . گوسفند آنچه توانستند ترتيب نمودند :P . p . h . v . e .( 12 ) - ايشان :P .( 13 ) - التفات :L .( 14 ) - تمغا :T . - W . , S . , P . , L . om .( 15 ) - ازيشان بازگرفتند :P .( 16 ) - برندارند :S . , P . , L . , W .( 17 ) -L . om .( 18 ) - تا :P .( 19 ) - ستلميش را :P .