تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
بازگشت و بجانب كبودجامه و جرجان رفت همان انديشهء فاسد او را زحمت مىداد ترميش را « 1 » برداشت و تا حدود سلطان دوين آستراباد بيامد و نداء كرد كه ولايت از آن قايدوست و لشگر مغول را كه در آن حدود بودند زحمت مىداد و فتنه مىانگيخت و چون امراء بزرگ حاضر نبودند سايغان اباجى « 2 » و ماملاق « 3 » و ديگران اتّفاق كرده ناگاه برسر او رفتند و او را از آنجا بجهانيدند و برعقب مىرفتند تا او را از حدود جرجان و كبودجامه بيرون كردند با معدودى چند آواره شد و برفت و پيش از آن در مشهد طوس جماعت « 4 » سادات و اهالى و رعاياء آنجا را زحمت بسيار داده بود « 5 » و السلم .

حكايت حال غازان خان بعد از واقعهء ارغون خان تا وقت عزيمت او به طرف آذربيجان در عهد كيخاتو و مراجعت فرمودن از تبريز با خراسان

S . fol . 274 v .
و بعد از آن رايات همايون روزى چند در سمنان توقّف فرمود و بجانب فيروزكوه حركت فرمود تا حدود دماوند نزديك ميشان « 6 » رفت و روزى چند آنجا مقام فرمود « 7 » و بلغان خاتون خراسان « 8 » آنجا پسرى آورد و وفات يافت « 9 » و بفيروزكوه آمدند « 10 » و خبر رسيد كه كيخاتو از روم مىرسد و امرا كه در اوردو فتنه انگيخته بودند متفرّق شدند بعضى بكيخاتو پيوستند و بعضى با بايدو بهم‌اند « 11 » و طوغان از ميانه « 12 » گريخته به طرف خراسان آمد بدان سبب غازان خان فرمود تا مولاى را « 13 » بگرفتند و محبوس گردانيدند و چون خبر رسيد كه طوغانرا گرفتند بشفاعت امرا « 14 » مولاى را اطلاق كردند « 15 » و چون خبر
هامش
( 1 ) - تورميش ، نرميش خاتون را :L . , P .؛ نرميش را :T . - W . ; S .( 2 ) - سايغان اباجى :L .، سايغان اباجى :T . - W . , S . , P .( 3 ) - ماملاق :P .، مايلاق :L .( 4 ) - جماعتى :L .( 5 ) -P . hic continuat . cum S . fol . 274 v . l( 6 ) - مشان :T . - W . , L . ; S . , L .( 7 ) - و رايات همايون از سمنان بدماوند آمد و بعد از چند روز بجانب :P . p . h . v . e .- فيروزكوه حركت فرمود ( 8 ) - خراسانى :L .( 9 ) - درين اثناء :P . inserit( 10 ) - و بفيروزكوه آمدند :P . om .( 11 ) -L . om .( 12 ) - ميان :L .( 13 ) - برادرش مولاى را :P .( 14 ) - امير :L . inserit( 15 ) - فرمود :L .