فرمود تا خانهاء قاجير « 1 » پسر سرتاق و سوقار « 2 » و سواتو « 3 » و ديگر قراونه كه آنجا فرو آمده بودند بجانب جاجرم و بسطام روانه شدند و تا آخر روز آنجا مقام فرمود چون امير قتلغ شاه رسيد و احوال وصول ياغى عرضه داشت كوچ فرمود و بجاجرم فروآمد و آن شب مقام كرد و ياغى « 4 » از جوربد باز گرديد و آنچه در آن سال از قتل و نهب و خرابي در خراسان واقع گشت زيادت از شرح و تقريرست و شهر نشاپور را محاصره كردند و حقّ تعالى بدولت غازان آن مسلمانانرا از شرّ كفّار نگاه داشت و بريشان دست نيافتند ليكن ديهها را غارت كردند و بسيار اسير بردند و در باروبقى « 5 » از نواحى نشاپور مردم سپاهى جلد باشند ياغى قصد آنجا كردند و موضعى بغايت محكم است و مردم بسيار با اموال و چهارپاى التجا به آنجا بردند « 6 » ياغيان در درهء رفتند و ايشان بالا و شيب دره فرو گرفتند « 7 » و قرب هزار سوار از كفار بكشتند و از آنجا بازگرديده بمشهد طوس رفتند و غارت كردند و چهار ترنج نقره كه بر بالاى ضريح نهاده بودند بركشيدند « 8 » و در « 9 » خراسان « 10 » بسيارى از آن لشگريان را بقتل آوردند چنان كه چون بحدود بادغيش رسيدند و عرض لشگر خواست « 11 » اقرب « 12 » پنجهزار سوار درمىبايست « 13 » و بدان سبب « 14 » نوروز را در گناه « 15 » آورده چوب زدند و ديگر روز « 16 » رايات همايون از جاجرم به راه بسطام و دامغان كوچ فرمود « 17 » و واقعهء ارغون خان تمامت امرا را معلوم بود « 18 » امّا از غازان « 19 » پنهان مىداشتند و چون ببسطام رسيد روزى « 20 » مقام فرمود چه خواتين آنجا بودند و از آنجا بدامغان
هامش
( 1 ) - قاجير ، قاجى :P . , L .( 2 ) - سوقارسو :P .، شوقارسو :L .( 3 ) -L . , P . om .( 4 ) - . . . آن شب معلوم كردند كه ياغى :P .( 5 ) - بارو يقين :P .، باروبقى :T . - W . , S .( 6 ) - بوده بودند :P .( 7 ) - گرفتند :P .( 8 ) - ؛ بر گوشهاء روضه بود ببردند و بازگشتند :P . p . h . v . e .- بر گوشها نشانده بودند بركشيدند :L .( 9 ) -P . om .( 10 ) - خراسانيان :P .( 11 ) - خواستند :L . , P .( 12 ) - قريب :L .( 13 ) - ناپيد ابود :P .( 14 ) - و بدان سبب :L . om .( 15 ) - كار :L .( 16 ) - ازين طرف :et inseritديگر روز :P . om .( 17 ) - 8v .( 18 ) - و در آن ايام واقعهء ارغون خان دست داده بود و تمامت امرا را :P . p . h . v . e .- معلوم گشته بود
( 19 ) - خان :L . add .( 20 ) - دو روزى :P . , L .