مىرسيد تفحّص آن معنى نفرمود « 1 » و ديگر روز امير قتلغشاه برسيد و نمود كه لشگر ياغى برباط سنگ بست رسيدهاند غازان او را بنواخت و قباى خاص پوشانيده شبهنگام بازگردانيد تا لشگرها را بامداد به زير مشهد مقدّس ببندگى رساند تا مصاف دهند نيمشب از قراولان خبر رسيد كه لشگر ياغى از پول معيّن درگذشتند رائ اعلى « 2 » چنان اقتضا كرد كه اوردوى مغظّم و خواتين را هم « 3 » در شب « 4 » بجانب اسفراين روانه فرمود و على الصباح كه غرّهء ربيع الآخر سنهء تسعين و ستمائه بود از آنجا برنشست و امرا نورين اقا و آلادو و ايغورتاى غازان و غيرهم در بندگى بودند و بجانب زير « 5 » مشهد رضوى كوچ كرده ساعتى آنجا « 6 » نزول فرمود « 7 » و لشگر را ياساميشى كرده منتظر وصول امير قتلغ شاه مىبود تا بياغى مصاف دهد « 8 » نيمروز جمجمه « 9 » از پيش قتلغ شاه بيامد و گفت چون برباط سنگ بست رسيديم تمامت لشگر « 10 » به راه و جنك « 11 » و اسحاقاباد بجانب نشاپور روانه شده بودند و متعاقب او « 12 » امير قتلغ شاه ببندگى پيوست و بعد از ساعتى سپاهئ لشگر پيدا شد چون ايشان بسيار بودند و ازين جانب كم « 13 » امرا كنگاج كردند كه مصلحت محاربه نباشد و آلادو عرضه داشت كه ما را مصلحت « 14 » مكاوحت با ايشان « 15 » نيست و اين مثل مغول « 16 » ادا « 17 » كرد كه با ياغى در پيوستن « 18 » آسان باشد اما بگسيستن مشكل بود روزهاى بسيار را جواب ارغون خان « 19 » شما دانيد اين يك روز را « 20 » جواب بر منست رائ مبارك بر آن قرار گرفت كه مراجعت نمايند تا جائي كه لشگرها تمامت جمع شوند و از آنجا بجانب رادكان حركت فرمود و ياغى برعقب مىآمد در « 21 » آخر روز بنزديك « 22 » طوس
هامش
( 1 ) - . . رسيد محلّ تفحّص آن معنى نبود :P .؛ نفرمودند :S .( 2 ) - عالى :P . , W .( 3 ) -L . , P . om .( 4 ) - نيمشب :P .( 5 ) - از زير :P .( 6 ) -P . om .( 7 ) - توقّف نمود :P .( 8 ) - دهند :P . , L .( 9 ) - جمجا :P .( 10 ) - بلشگر :L .( 11 ) - وجنك :W .، جنك :P .، جنك :L .( 12 ) - آن :L . om . , P .( 13 ) - اندك :L .( 14 ) -P . om .( 15 ) - مصلحت :P . inserit( 16 ) - مغولى را :P . , L .( 17 ) -L . om .( 18 ) - پيوستن :L .( 19 ) - گفت :L . inserit( 20 ) - روزه :L .( 21 ) - تا :P .( 22 ) - نزديك :L .