تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
خواست قيدو او را بعد از عاطفت و سيورغاميشى مقدار سىهزار سوار با دو شهزاده ايوكان و اركتيمور و از امرا يساور و كوپك « 1 » و غيرهم بمساعدت نوروز به قصد ديار خراسان و قمع اعداء نوروز نامزد كرد و لشگرهاى كه در حدود آمويه
P . fol . 215 v .
مقام داشتند هم به نظر اهتمام ايشان مقرر كرد و همچنين لشگرى كه با پسر او ساربان بر كنار آمويه و بادغيش و شبورغان قشلاق و يايلاق مىكردند نوروز بمنقلاى روانه شد در شهور سنهء تسعين و ستمائه آوازه رسيد كه نوروز با لشگرهاى ماوراء النهر و تركستان عازم خراسان گشته
S . fol . 273 v .
غازان قبر تو را با جمعى بهادران بخبرگير فرستاد تا مرغاب رفته بازآمدند و گفتند ياغى بحقيقت « 2 » مىرسد و لشگر « 3 » بسيار است چون « 4 » لشگر ما « 5 » جمع نبود از قراتپه كوچ كرده بموضعى كه مرغانه و كشف رودست « 6 » روانه شدند و منتظر مىبودند تا امير قتلغشاه و لشگرها كه در هراة قيشلاميشى كرده بودند برسند و امير كونجك را « 7 » بطلب لشگرهاى « 8 » مازندران فرستادند چون به پول . معيّن رسيدند امير مولاى « 9 » اجازت خواسته بقهستان روانه شد تا لشگر « 10 » آنجا را بيارد و آوازهء ياغى متعاقب مىرسيد از آنجا كوچ كرده بالاى مشهد رضوى نزول فرمود و منتظر امير قتلغ شاه مىبود در روز قيان اختاجى « 11 » از جانب آذربيجان برسيد و امرا كه آنجا فتنه انگيخته بودند و جوشى و اوردوقيا و سعد الدوله را كشته « 12 » او را فرستاده بودند تا باتّفاق مفسدى چند در خراسان فتنه انگيزند بيامد و خبر داد كه لشگرهاى « 13 » آذربيجان و عراق از بندگى ارغون خان مىرسند غازان از آنجا كه فراست و كياست او بود دانست كه دروغ باشد كه مىگويد « 14 » اما چون آوازهء ياغى پياپي
هامش
( 1 ) - كوپك :P .( 2 ) - بتحقيق :P .( 3 ) - لشگرها :L .( 4 ) - . 5v .( 5 ) - 4 - 2 :L . om .( 6 ) - بقراتپه بود كوچ كرده بجانب كشف‌رود درين ايام غازان :exhibet5 - 3P . pro؛ بمرغانه كه كشف رودست :L . , p . h . v . e .( 7 ) - كنجك :P .، كونجك :T . - W . , L . ; S .( 8 ) - لشگر :L .( 9 ) - ايسن مولاى :L .( 10 ) - لشگرها :L .( 11 ) - قيان اختاجى :W .، قومان اختاجى :L .، قتان اختاجى :S . , P .( 12 ) - بودند :L . add .( 13 ) - لشگر :L .( 14 ) - ميگويد :L . , P .