وقت كه ايشانرا جهت قوشلاميشى متفرّق « 1 » كرده به طرفى « 2 » روانه فرمايد « 3 » عدد قوشچى « 4 » و شكره معيّن گردانيده و اختگان خاص فرمايد « 5 » تا بايشان دهند به جهت باركى « 6 » تا بدوانند و بيازمايند و جمام و خام نمانند « 7 » و قياس زمان رفتن و آمدن كرده « 8 » در پاييز و زمستان براة علفه بالتون تمغا بر متوجّهات آن مواضع نويسند و چون به غير از طعمه جهت به اولى و رنجورى جانور بكبوتر و مرغ احتياج مىباشد آن را نيز فرموده تا از براى جانوران خاصه مرغ و كبوتر به قدر حاجت ببرات مىآرند و در قفص مىدارند و جهت آنها كه به جائى برند همچنين برات بعدد معيّن مىنويسند و چون چنين است به هيچ علّت راه بىراهى نمانده و نيز چون اين احكام در « 9 » ممالك منتشر گشت « 10 » و آوازه شائع « 11 » كه به همه وجوه وجه « 12 » ما يحتاج ايشان معيّن و مقرر شده و نقد از خزانه مىدهند يا « 13 » برات بالتون تمغا مىنويسند ايشان نيز بزيادتى چيزى از مواضع نمىتوانند خواست و اگر خواهند مردم چون واقفاند نمىدهند و در اوائل حال يك دو نوبت اتّفاق افتاد كه بعضى امراء قوشچى كه بولايت مىرفتند باوجود آنكه علوفه « 14 » و علفه و قضيم اسپان ايشانرا معيّن كرده « 15 » براة بالتون تمغا نوشته بودند « 16 » و حجّت بازگرفته كه بزيادتى چيزى نستانند خبر باز رسيد كه زيادت گرفته اند ايلچى معتبر روانه فرمود تا همآنجا در ميان ولايت گناه بر ايشان نشانده هريك را هفتاد و هفت چوب زدند و همگنان اعتبار گرفته ترك آن شيوه « 17 » كردند و اين زمان بنادر قوشچى يا پارسچى « 18 » بيراهى مىكند و هرچند از گرگ گوسفندى نيايد ليكن ظلم ايشان عظيم كم شده و بفرّ اين معدلت وثوق تمام است كه هرچند زودتر عموم عالميان معنى ظلم و تعدّى بكلّى فراموش كنند ان شاء الله وحده « 19 »
هامش
( 1 ) - متصرّف :L .( 2 ) - به طرف :L .( 3 ) - فرمايند :W .( 4 ) -L . om .( 5 ) - حاضر فرمايند :L . , W .( 6 ) - بارگير :W .( 7 ) - :W . om .، نمايند :L .- و خام نمانند
( 8 ) - كرده :L . om .( 9 ) - ولايت و :L . ins .( 10 ) - است :L . , W .( 11 ) - گشته :L . add .( 12 ) -L . om .( 13 ) - تا :W .( 14 ) - علوفه و :W . om .( 15 ) - گردانيده :L . , W .( 16 ) - نوشتند :L .( 17 ) - شيوهها :W .( 18 ) -L . , W . om .( 19 ) - العزيز :L . , W .