يرليغ بالتون تمغا و بمؤامره داد « 1 » و شرائط آنكه « 2 » در راه اولاغ و علوفه و علفه نگيرند در آن نوشته و بهمهء ممالك حكم روانه فرمود تا ندا زدند « 3 » و چون حساب كردند آنچه جهت اين مقدار از جانور و يوز مقرر شده و علوفه و علفهء آن جماعت و طعمه و اولاغ و ما يحتاج داخل آن بنيمهء « 4 » آنچه پيش ازين مجرى بود و ثلث اين جانور نمى آوردند نمىرسيد « 5 » و اولاغ و علوفه و طعمهء راه « 6 » دو سه چندان مىبود و بىراهى و زيادتى برعيت كه بدان واسطه مىرفت خود كجا در حدّ « 7 » حصر توان آورد و اين زمان بىزحمت هرسال يكهزار جانور و سيصد قلاده يوز مىآورند و مىسپارند
S . fol . 338 r .
و چون در ممالك منتشر شد كه ايشانرا راه اولاغ و علفه و طعمه « 8 » گرفتن نيست اگر پنهان « 9 » يا بتغلّب « 10 » خواستند كه بستانند ندادند و كسى را كه راه گرفتن اينها نباشد زوائد چگونه خواهد و اگر خواهد هر آينه ندهند و ضرورتست كه هرسال اين مقدار معيّن بسپارند و الّا بر باقى ايشان كشند و بازگيرند و قوشچيان و صيّادان زيادت خود « 11 » باطل شدند و از تاريخ اين حكم باز كسى هرگز « 12 » جهت قوشچى و صيّادى « 13 » بزيادت درنيامد و هيچ التماس « 14 » نتوانستند كرد چه همه داخل مقرر شدهاند و آنان كه در حمايت ايشان بودند داخل قلان شدهاند و اگر كسى البتّه خواهد كه او « 15 » بماند « 16 » متوجّهات آنكس بوجه ايشان مىرانند « 17 » و قطعا هيچ استيلا و زحمت نيست و آن طائفه آن شيوها را فراموش كردهاند و از جملهء آدميان عاقل و منصف گشته امّا تدارك حال قوشچيان كه ملازماند چنان فرمود كه مواجب ايشان و طعمهء جانورانى « 18 » كه در اهتمام هريك است « 19 » مفصّل برآوردهاند و وجه آن زر نقد از خزانه بمقدم ايشان مىدهند سالبسال به تمام و كمال بدان سبب ايشانرا هيچ بهانه نمانده و هر
هامش
( 1 ) - دادند :L .( 2 ) -L . om .( 3 ) - زنند :L .( 4 ) - نيمه :W .( 5 ) -W . om .( 6 ) - و طعمهء راه :W . om .( 7 ) - عدد :W .( 8 ) - و طعمه :L . , W . om .( 9 ) - بپنهان :W .( 10 ) - تقلب :W .( 11 ) -W . om .( 12 ) - هرگز :L . , W . om .( 13 ) - صياد :W .( 14 ) - زيادت :W . ins .( 15 ) -L . om .( 16 ) - بدان كه :W .، بداند :L .( 17 ) - مىراند :L .( 18 ) - ( جانوران :( W .چند :L . , W . add .( 19 ) - يكيست :L .