آن جمله بعضى متصرّفان « 1 » كه همان اقوام پيشينه بودند و بشيوهاى چند « 2 » كه چندجا ذكر رفت معتاد شده و قطعا انديشهء آن نمىكردند كه اموال ديوانرا باز بايد داد مطلقا از آن خود مىدانستند در اوّل سال آن وجوه تلف كردند و در آخر چون مطالبه مىرفت از ريع « 3 » و اصل هيچ در ميانه نبود و فكر ايشان چنانكه چه « 4 » لازم باشد كه چون اسمى بر آن نهند كه گاو و تخم است « 5 » چه لازم باشد كه موجود بود فى الجمله بهانهء نقصان و خسران از آفت « 6 » سماوى و ارضى « 7 » مىآوردند و اكثر ازيشان مسموع نيفتاد « 8 » و آنان كه « 9 » ملك و اسباب داشتند ازيشان بوجه ستده شد و طائفهء در توكيل بماندند و بعضى ديگر « 10 » عوامل و تخم قائم داشتند و هم جهت ديوان و هم براى خويش ريع و فائده حاصل كردند و اين زمان قائم است و بسيارى خلق از رعايا و غيرهم « 11 » از آن در آسايشاند و بعمارت و زراعت مشغول و از آن مواضعى كه تخم دادن آن معهود بود و متصرّفان بحيلت يا بسوء التدبير آن را تلف « 12 » كرده بودند و فروخته و پيش ازين كس تدارك آن نكرده فرمود تا تمامت را بتجديد تخم « 13 » بدادند و بدان واسطه در بغداد و شيراز زيادت از پانصدهزار دينار بر مال مقنّن « 14 » افزوده گشت « 15 » و آن تخم « 16 » ديگربار قائم گشت و رعايا را « 17 » نيز باضعاف آن « 18 » فائده مىرسد و بدان مستظهر گشتند « 19 » و آبادانى پيدا شده و ارزانى پديد آمده و چون اقطاعات لشگر معيّن مىفرمود بسيارى از مواضع كه بدين عوامل آبادان كردهاند در وجه ايشان بنشست كه اگر نبودى ولايات بسيار و املاك نفيس ببايستى داد و هنوز بسيار در تصرّف ديوان « 20 » باقى است و ربع آن مىرسد و در هيچ عهدى كه ديدهام و شنيده هرگز كس چنين حسن التدبير نكرده و هوس و انديشه اين عمارت و خير نداشته و دواب و طيور نيز
هامش
( 1 ) - متصرّف :W .( 2 ) -W . om .( 3 ) - رفع :W .( 4 ) -W . om .( 5 ) -L . : 724 r . 4 - 725 r . 13 et W . 327 v . 11 - 329 r . 4 - S . 314 v . 12 - 315 v . 24( 6 ) - آفتها :W .( 7 ) - و غيره :L . , W . add .( 8 ) - افتاد :W .( 9 ) - آنانكه :W .( 10 ) - ديگر را :L . , W .( 11 ) -W . om .( 12 ) - محو :L . , W .( 13 ) -W . om .( 14 ) -L . , W . om .( 15 ) - شده :L . , W .( 16 ) - به حكم :W .( 17 ) - رعايا :W .( 18 ) - از آن :L . , W .( 19 ) - گشتهاند :L .( 20 ) - ديوانى :L . , W .