تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
ايشان برآيد و مردم بهراسند بعضى رؤسا و كدخدايان ولايت را « 1 » بهر بهانهء مختصر ريش مىتراشيدند و هركجا فتانى بود بحمايت « 2 » ايشان مىرفت و هر كار كه به راه يا « 3 » بىراه با حكام و ارباب و رعايا مىخواست « 4 » به زخم چوب بمدد ايشان « 5 » مىساخت و اگر احيانا از باسقاقان و حكام كوتالچى از آن ايشانرا « 6 » بازخواستى كردندى
S . fol . 337 v .
در شب جانورى را پر مىشكستند و عرضه ميداشتند « 7 » كه غوغا كرده جانور را مجروح كردند و از براى همديگر گواهى دادندى و هر آينه چون پادشاهان شنوند كه كسى غوغا كرد و بال جانور بشكست غضب فرمايند « 8 » و نيز بهانهء پر باسقاق « 9 » و نواب و حكام كردندى كه فلان موضع را غروق « 10 » كرده بوديم و آنجا شكار كردند يا آنجا بگذشتند و مرغان برجنبيدند و اگر كسى در حوالى آن غروق دور يا نزديك بگذشتى بلا كلام اسپ و جامه يا مبالغ « 11 » زر بخدمتى « 12 » ازو بستدندى و بهزار حلافت و زحمت از دست ايشان خلاص يافتى و ازين شيوه حكايات چندانست « 13 » كه شرح آن باطناب انجامد پادشاه اسلام خلّد ملكه « 14 » تدارك اين معانى « 15 » چنان انديشيد كه اوّل فرمود كه يكهزار جانور و سيصد قلاده يوز كفافست كه از ولايات بيارند و امراء قوشچى و پارسچى را فرمود تا « 16 » در ولايات كسانى را « 17 » كه لائق دانند معيّن كنند و مفصّل بنويسند و در ولايات بيرون از آن « 18 » جماعت هيچ قوشچى ديگر نباشد و وجوه ايشان جانور آموخته و ناآموخته را كه بيارند به نسبت مقرر فرمود چنان كه « 19 » ما يحتاج و طعمه در مقام و راه و اولاغ داخل آن باشد و تمامت مفصّل شده بر وجهى كه هيچ بهانه نماند و هركس را به مقدار آنكه ازين يكهزار جانور و سيصد « 20 » قلاده يوز « 21 » در عهدهء اوست وجوه « 22 » مقرر گردانيده و
هامش
( 1 ) - كدخدايان مواضع را :L . , W .( 2 ) - در حمايت :W . om .( 3 ) - و :L . , W .( 4 ) - مىداشت :L .( 5 ) - به زخم چوب :L . , W . ins .( 6 ) - ازيشان :L . , W .( 7 ) - عرضه ميداشت :L .( 8 ) - فرمايد :S . , L .( 9 ) - پر باسقاق و :W . om .( 10 ) - قوروق :W .( 11 ) - مبالغى :W .( 12 ) -W . om .( 13 ) - چندانى هست :L .( 14 ) - سلطانه :W .( 15 ) - معنى :L . , W .( 16 ) - كه :L . , W .( 17 ) - در ولايت ( ولايات :( W .كسانى ( را :( L .:L . , W .، ولاياتى و كسانى :S .( 18 ) - اين :W .( 19 ) - چنانچه :L .( 20 ) - و سيصد :L . om .( 21 ) - كه :W . ins .( 22 ) - و چون :L .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 343 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان