حكايت سى و پنجم در ترتيب فرمودن كار قوشچيان و پارسچيان
S . fol . 337 r .
پيش ازين قوشچيان و پارسچيان در ولايات جانور مىگرفتند و معيّن بود كه هر « 1 » سال كجا روند « 2 » و در چه « 3 » موضع گيرند و آنچه بگيرند اينجا « 4 » آرند و باتّفاق امراء قوشچى و پارسچى بسپارند و ايشانرا در هر ولايتى وجوهى باسم علفه و علوفه و جامگى مقرّر بود و هر سال آن را « 5 » از رائجتر وجوهى « 6 » به زخم چوب و اخراجات زوائد از علفه و علوفه بوقت « 7 » تحصيل آن و تعهّدات مىستدند و مختصر جانورى چند باولاغ « 8 » مىآوردند و در راه بهر شهر و يام « 9 » و خيلخانه و ديه كه مىرسيدند اولاغ بسيار مىگرفتند و بعضى را « 10 » بر مىنشستند « 11 » و بعضى را « 12 » رختهاى خاصه بار مىكردند « 13 » و بهمراهان مىدادند « 14 » و بسيارى از آن جانوران نيز كه مىآوردندى بدوستان و آشنايان و هركس « 15 » مىبخشيدند و بواسطهء دو سه شكره و يوز دو سه چندانكه اصل وجوه و ما يحتاج در ولايت « 16 » مىگرفتند و باولاغ و علفه و طعمهء آن « 17 » جانوران در راه اخراجات مىانداختند و آنچه باستيلا و زور از ديهها و راهگذريان بستدندى خود نهايت نداشت و وجوه بحسب عدد جانور « 18 » بشمار خود بستدندى و معيّن نه كه چگونه و چندست و چه مقرّر گشته بدان واسطه زيادت جانور « 19 » و يوز نمىرسانيدند و نيز ضبط نكرده كه چند « 20 » جانور دارند و در هر ولايت كه سرگشتهء در صحرائى جانورى بگرفتى يا بخريدى و خواستى كه بدان بهانه يرليغى ستاند « 21 » كه « 22 » جانوردارست يا « 23 » ترخان باشد و بر مردم زور و زيادتى كند و مواجب و علفه و علوفه « 24 » گيرد بياوردى « 25 » و هرسال چندين قوم بيامدندى و دو سه جانور كه
هامش
( 1 ) - يك :L . , W . ins .( 2 ) - روند :S . om .( 3 ) - كدام :W .( 4 ) - آنجا :L . , W .( 5 و 6 ) - :W . om .( 7 ) - در وقت :W .( 8 ) -W . om .( 9 ) - و يام :W . om .( 10 ) - بعضى :W .( 11 ) - برمىنشست :S .( 12 ) - بر بعضى :W .( 13 ) - مىكرد :S .( 14 ) - مىداد :S .( 15 ) - كه :W . ins .( 16 ) - ولايات :W .( 17 ) -W . om .( 18 ) - جانوران :W .( 19 ) - جانوران :W .( 20 ) - 22v .( 21 ) - بستاند :L .( 22 ) - 22 - 20 :W . lac .( 23 ) - تا :W .( 24 ) - و علوفه :W . om .( 25 ) -L . , W . om .