بمردند « 1 » و تلف گشتند پادشاه اسلام خلّد ملكه فرمود تا ببينند كه ايشانرا شتر و گوسفند خاصه هست يا نه تفحّص كرده عرضه داشتند كه بسيار دارند فرمود كه چهارپايان قآن اضعاف چهارپايان ايشان « 2 » بودند چگونه ايشان « 3 » در سرماى يورت « 4 » سقط نشدند و از آن قآن جمله سقط گشت « 5 » محقّق بود « 6 » كه دروغ ميگوييد همه را دزديدهاند و فروخته يرليغ شد تا تولاميشى كنند ليكن ميسّر نشد و فرو گذاشتند بعد از آن تجربه كرده فرمود كه شتران و گوسفندانرا بمعتمدان « 7 » مستظهر سپارند و چون يورتهاى نيكو دارند و قآنچيان بنده و مسلّم و معاف چه بهانه توانند آورد و با ايشان مقرر كنند « 8 » كه اصول آن قائم باشد و هرسال جهت نتاج چند پاره دهند بر وجهى كه بعد از آن آنچه « 9 » سقط شود قآنچيانرا هنوز در آن فائده و توفير باشد و چنانچه « 10 » كسانى كه يورت ندارند « 11 » و بنده نيستند از آن ديگران قبول ميكنند مخفّفتر « 12 » بايشان دهند تا بهيچوجه بهانه نتوانند آورد بدين « 13 » موجب مقرّر گردانيده حجّتها ازيشان بستدند و سالبسال نتاج آن زيادت مىگردد و مىرسانند و شتران بارگير را على حده معيّن فرموده و جهت نقل خزانه و رختها و ما يحتاج اوردوها جداگانه بمعتمدان سپرده جهت شرابخانه « 14 » و حوائجخانه همچنين و ضبط و ترتيب اين كار به حمد الله و منّه به جائى رسيده كه در عهد هيچيك از پادشاهان « 15 » مغول و مسلمان بدان « 16 » آراستگى نبوده و اين مقدار شتر جهت نقل بارخانها دست نداده و بزيادت از آنكه « 17 » محتاج است بسيارى در گله « 18 » ميگردند « 19 » كه بار نمىكنند و روزبروز در زيادت است و ترتيب پالانها و آلات بغايت پاكيزه و نيكو ان شاء الله همواره « 20 » امداد اين دولت متواصل باشد « 21 »
هامش
( 1 ) - بىقوت :W .، قوت شدند :L .( 2 ) -L . om .( 3 ) - آنها :W .( 4 ) - فوت و :W .، سرما و يوت :L .( 5 ) - شدند :W .( 6 ) - شد :W .( 7 ) - بمعتمد :W .( 8 ) - كردند :L . , W .( 9 ) -L . , W . om .( 10 ) - چنان كه :W .( 11 ) - ندارد :W .( 12 ) - مخفف به :W .( 13 ) - برين :W .( 14 ) - همچنين :L . , W . ins .( 15 ) - پادشاه :L .( 16 ) - بدين :L . , W .( 17 ) - زيادت از آنچه :L . , W .( 18 ) - گلها :W .( 19 ) - مىگردد :L . , W .( 20 ) - هميشه :W .( 21 ) - باد :W .