حضرت گردانيد و ديه زيرآباد كه اينجو « 1 » بود بوى بخشيد و او را يرليغ ترخانى داد و راه خزانهدارى به روى « 2 » توساميشى فرمود « 3 » و خانقاهى كه در ديه بوزينجرد از اعمال همدان بنا فرمود و آن عمارتهاء عالى و بناى عظيم است و اوقاف بسيار از ضياع و عقار بر آنجا وقف كرده توليت آن به او و اولاد و اعقاب او داد و به نظر عنايت و عاطفت پادشاهانه ملحوظ گشت و پوشيده نماند كه هركس كه پادشاهانرا خدمت نيكو و پسنديده كند هر آينه نتيجه « 4 » و ثمرهء آن بيابد و در نظر همگنان موقّر و محترم باشد « 5 » برجمله چون رايات همايون نزديك جاجرم رسيد كنگاج كردند كه مصلحت در آنست كه ببندگى ارغون خان رويم يا در كالپوش مقام كنيم غازان فرمود كچون ايلچيان تغميش و ارمنى بلا را فرستادهايم صبر بايد كردن تا چه حكم رسد و بكالپوش توقّف فرمود چون آنجا « 6 » يورت ايغورتاى غازان « 7 » است « 8 » و نيز مازندران را او مىدانست آنجا خدمتهاى پسنديده كرد « 9 » و تا حدود صمقان و جرمقان جماعت قراولان را بنشاند « 10 » و در آن روزها نظام الدين يحيى از ولايت بيهق برسيد و جهت بندگى حضرت و ما يحتاج آورد و اسپان تبجاق « 11 » و آلات زر و نقره و بارگاه و سراپرده و فرش و اوانى و استران و شتران « 12 » آورد و جهت امرا خدمتهاى پسنديده كرد و بر وفق فرمان با بيهق مراجعت نمود تا ترتيب مال و تغار لشگر كند و به دو روز پيش از جنگ با نوروز امير الادو و جماعت امراء قراوناس بر خانهء « 13 » نوروز زده بودند و جمله را غارت كرده چون نوروز بر آن حال واقف شد برعقب ايشان برفت و كينشو و ديگران در رادكان مقام كردند و چنان كه عادت قراونه
هامش
( 1 ) - آنجا :L .( 2 ) - بوى :L .( 3 ) - و تا غايت وقت كه عهد الجايتو سلطان است برقرار مباشر آن :P . , L . hic inseritشغل است و بر قاعده موقّر و محترم ( است ) و حقيقت آنكه مردى بناموس و ترتيب و نيكو ذات ( پسنديده سيرت :( L . add .و صاحب مروّة است ( چنان كه شايستهء حضرت پادشاهان باشد :( L . add .و پيوسته بخيرات و مبّرات مىكوشد و بسيارى صلحا و علما و ديگر اصناف طوائف از وجود او - در آسايشاند
( 4 ) - آن :W . add .( 5 ) - 2 - 1 :P . , L . om .( 6 ) - اينجا :L .( 7 ) - ايغورتاى نويان :P .( 8 ) - بود :P .( 9 ) - كردند :P .( 10 ) - بنشاندند :L . , P .( 11 ) - توبجاق :L .، توبجاق :T . - W . , P .( 12 ) - و قطارهء استر و اشتر :P .( 13 ) - خانها :P .