و در آن مدّت از حضرت « 1 » ارغون خان امير شيكتور آقا « 2 » و طوغان برسيدند و آن تابستان و پاييز در حدود خبوشان و رادكان و شتركوه بودند و چون هوا سرد شد بر آن مقرّر كردند كه قيشلاميشى در نشاپور كنند غازان در مؤيدى قشلاغ فرمود و شهزاده بايدو در موضع شامكان كه ميان بيهق و نشاپورست و در آن زمستان سرما بغايت بود و برف بافراط آمد و بيشتر چهارپايان سقط شدند و اكثر مردم پياده ماندند و چون بهار سنهء تسع و ثمانين درآمد در حدود « 3 » رادكان و خبوشان « 4 » و شتركوه يايلاميشى « 5 » كردند و آن سال از جميع جوانب ايمنى بود و از بندگى ارغون خان خزائنها آوردند و بر لشگريان قسمت كردند و طوغان تا حدود بادغيش برفت و بازآمد و در اوائل تابستان جهت آنكه در خراسان تغار يافت نبود « 6 » حكم شد كه شهزاده بايدو لشگرها كه از عراق و آذربيجان « 7 » آمده بودند « 8 » مراجعت نمايند « 9 » و نورين آقا ملازم باشد و غازان تا حدود يام و « 10 » ارغيان بوداع « 11 » بايدو بيامد و مراجعت نمود « 12 » و در آن تابستان جمعى « 13 » از قراونه دل ديگرگون كرده بولايت جوين « 14 » درآمدند متقدّم ايشان دانشمند بهادر و خرابى مىكردند امير مولاى بدفع ايشان نامزد شد « 15 » و تابستان و پاييز غازان در حدود خبوشان و رادكان به شكار و تماشا مشغول بود و امرا به كار لشگر و اصحاب ديوان بضبط اموال و ترتيب تغار لشگر و قيشلاميشى در تژن باورد « 16 » فرمود و بر آبى كه آن را كالتژن مىگويند بندى فرمود « 17 » بستن « 18 » و چند پاره ديه را آبادان كرد « 19 » و در آن پاييز خوارزمى ترخان از بندگى ارغون خان جهت ضبط كار خراسان و اموال آنجا برسيد و غازان فرمود كه بموجب « 20 »
S . fol . 273 v .
فرمان پيش گيرند
هامش
( 1 ) - از حضرت :L . om .( 2 ) - سكتور آقا :P . , L .، شكتور اقا :T . - W . , S .( 3 ) - و بحدود :L .( 4 ) - خوجان :W .( 5 ) - ييلاميشى :W .( 6 ) - نمىشد :L .( 7 ) - و آذربيجان :L . om .( 8 ) - رفته بودند :W .، رفته بود :L .( 9 ) - 14v .( 10 ) - يام و :L . om .( 11 ) -L . om .( 12 ) - 14 - 11 :P . om .( 13 ) - قومى :L .( 14 ) - خويش :L .( 15 ) -L . om .( 16 ) - تژن و بورد :L .، تژن باورد :T . - W . ; S . , P .( 17 ) - بود :L .( 18 ) - دربستن :L .( 19 ) - چند پاره ديه بدان آبادان شد :P . p . h . v . e .( 20 ) - به جهت :L .