باشد بعد از آن غارت به دو سه گروه « 1 » شدند و از امير الادو « 2 » برگشته بعضى ازيشان « 3 » بنوروز رسيدند « 4 » و بعضى با خانهاء خود رفتند و فتنه و تشويش آغاز نهادند الادو چون پريشانى و پراكندى ايشان
S . fol . 273 r .
مشاهده كرد خانهاى خود را بحدود بادغيس در درهء محكم بنشاند و خود ببندگى پيوست و غازان در حقّ او مرحمت و سيورغاميشى بسيار فرمود و مدت چهل روز در كالپوش مقام افتاد و چون از بندگى ارغون خان لشگرها دررسيدند مقدّم ايشان شهزاده بايدو و نورين آقا و پسرش « 5 » ببندگى پيوستند چند روزى بطوى مشغول شدند و از آنجا بطالع سعد به راه سملقان « 6 » بجانب خبوشان « 7 » كوچ فرمود و نوروز چون از وصول لشگرها از جانب عراق خبر يافت و دانست كه قصد او دارند خانها و متعلّقانرا بجانب هراة فرستاد و خود تا حدود جرمقان بيامد چون ديد كه طاقت مقاومت ندارد بازگشت و لشگر منصور برعقب او مىرفت تا حدود جام و در موضع بخارسراى كه بالاى جام است اولجيتو با جمعى قراونا و تماجى پسر يكييدون « 8 » از نوكران نوروز بايلى درآمدند و چون بخرجرد « 9 » جام « 10 » رسيدند نوروز هر چهارپائي كه در خراسان يافته « 11 » بود خواه « 12 » از آن خود و لشگريانش خواه از آن عرب و تركمان و غيرهم تمامت رانده بود و با خود مىبرد چون لشگر منصور متعاقب « 13 » برسيدند « 14 » از در « 15 » جام تا در هراة تمامت كوه و بيابان پر چهارپاى ديدند كه رها كرده بودند و چند جاى چندان چهارپاى سقط شده بود « 16 » و گنديده كه « 17 » از عفونت گذر متعذّر بود و مغولان آن چهارپايان را « 18 » مىگرفتند و مىبردند « 19 » و در ديهها گوسپندى بدانكى مىفروختند و چون حكم شده بود كه باولجاى التفات نكنند زيادت نمىيارستند گرفت و نوروز نقد و جنسى كه سبكتر يافت برداشت و با شهزاده
هامش
( 1 ) - بگروه دو سه :L .( 2 ) - هولاجو :P .( 3 ) - چون الجايتو ( و جمعى انبوه :P .) :P . , L . add .( 4 ) - پيوستند :L .( 5 ) - بشرف :L . inserit( 6 ) - صمقان :W .، سمنقان :L .( 7 ) - خوجان :W .( 8 ) - يكهييدون :W .، يكاييدون :P .، يكهييدون :L .، يكييدون :S .( 9 ) -P . om .( 10 ) - بجام :P .( 11 ) -L . om .( 12 ) -L . om .( 13 ) -L . om .( 14 ) - برسيد :L .( 15 ) -P . om .( 16 ) -L . om .( 17 ) - چنان كه :L .( 18 ) - چهارپاى را :L .( 19 ) - مىبرد :L .