از عيار موضع مقصد ايشان بودى مىخريدند چه نفع در آن زيادت بود و بدان سبب اقمشه در بيشتر مواضع يافت نمىشد و به جائى رسيد كه نقود را به كمتر از آنچه مىارزيد مىخريدند و الّا نمىستدند و هر آفريدهء كه صد دينار جهت خرجى ولايتى خواستى زيادت از ده دينار او را « 1 » خسران « 2 » افتادى و بسيار بود كه بيست دينار و مصادرهء ازين صعبتر نباشد كه مردم غير تجار را از مالى كه وجه ما يحتاج ايشان باشد بهر دو سه ماه ده دوازده زيان كند « 3 » و مع هذا بسيار زحمت مىبايست كشيد تا آن نقود ازيشان بستانند خاصة در روستاها و خيلخانهاى « 4 » صحرانشينان كه معرفت عيار ندارند و در ستدن آن متردّد باشند « 5 » كه كدام بهترست و فائدهء وجود زر و نقره آنست كه بواسطهء آن حاجات مردم برآيد « 6 » و چيزى كه خواهند زود حاصل شود چون حال « 7 » زر و نقره چنان شود كه بواسطهء آن مقالات و زحمت پيدا شود و بوقت خرج كس نستاند خلاف وضع و طبع عالم باشد تدارك اين خللها پادشاه اسلام خلد ملكه « 8 » چنان انديشيد كه اوّل سكّه را از طبع خود وضع فرمود و نشانى بر آن كرد كه هركس را آن نشان كردن ميسّر نشود و فرمود تا در تمامت « 9 » ممالك زر و نقره به آن سكّه زنند تا همه جايى سكّه بنام خداى و رسول باشد و نام « 10 » او نيز بر آن مثبت « 11 » و در گرجستان نيز كه « 12 » هرگز سكّهء آنجا بنام خداى و رسول نبوده از راه ضرورت بزدند چه به غير از آن سكّه روان نبود تا غايت كه آنجا را نيز ضرورت شد كه باوجود آنكه ياغىاند اين سكّه زنند و الّا نقد ايشان را در هيچ موضع نمىستدند و بموجب مذكور در تمامت ممالك « 13 » ضرب زر و نقره بيك سكّه مقرّر و مستمرّ گشت و در تقرير عيار فرمود كه اگر راه دهيم كه از عيار طلاء جائز « 14 » و طلغم اندكمايه « 15 » چيزى كم بود مانند خليفتى و مصرى و مغربى بمجرّد آن اجازت بسيار كم كنند و بحيل و تلبيس آن عيار را « 16 » بنوعى
هامش
( 1 ) -S . , L . , P . om .( 2 ) - زيان :W .( 3 و 5 ) - كنند :L . , P .( 4 ) - :W . om .( 6 ) - برآرند :L .( 7 ) - مجال :L .( 8 ) - خلد ملكه :W . om .( 9 ) - تمام :W .( 10 ) - مبارك :L . , P . , W . add .( 11 ) - نوشت :W .( 12 ) -S . om .( 13 ) -S . , W . om .( 14 ) - خالص :P .( 15 ) -S . om .( 16 ) - عيار آن :W .، عيار :T . - L . , P . ; S .