تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
بگرفت و جمله را بياسا رسانيد « 1 » و اندكى بگريختند چنان كه هرگز پيدا نشدند و از آن جمله كه بدست او افتادند بعضى را بياسا رسانيد « 2 » و بعضى را دوشاخ كرده بياورد
S . fol . 322 v .
و اتفاقى را كه دلالت امير ايتقول كرده بود و آن جماعت را مىشناخت او را « 3 » ترخان فرمود « 4 » و يرليغ فرمود تا همواره بتفحّص مشغول باشد و چون پسنديده داشت كه امير ايتقول آن جماعت را بياسا رسانيده بود اموال و چهارپاى « 5 » ايشان تمامت بوى بخشيد و فرمود تا هر آفريدهء كه به قدر جلبورى « 6 » بدزدد او را بياسا رسانند بدان « 7 » واسطه چندان بيم و سياست در ممالك ظاهر شد كه من بعد هيچ آفريده با دزد متّفق نيارست شد و دزدان چون دانستند كه يار و اسباب و مقام دست نخواهد داد دزدى كم كردند و به قدر ايمنى پيدا شد بعد از آن فرمود تا در تمامت ممالك « 8 » راهها بهر موضع كه مخوف باشد راه‌داران معيّن بنشينند بهر چهار سر درازگوش كه بار بستهء كاروان باشد نيم آقچه و بهردو سر شتر نيم آقچه باسم باژ بستانند و قطعا زيادت نگيرند و از چهارپايان تهى و آنچه ماكولات و غلّه نقل كنند هيچ چيز نخواهند « 9 » و اگر قطع افتد هر راه‌دار كه به آن موضع نزديكتر باشد دزد را بدست آورد و الّا از عهدهء مال بيرون آيد و بدين « 10 » موجب حجت از تمامت بازگرفتند و جملهء راهدارانرا بامير بورالغى « 11 » پسر امير جنقور « 12 » سپرد « 13 » كه در دور ارغون خان امير بزرگ تتغاولان بود « 14 » و فرمود تا او نيز « 15 » هر راهى بشخصى معتبر سپارد و سبب آنكه تا راه‌داران در مواضع كه ايمن باشد و جايهاى آسان بنشينند كه مواضع مخوف را معطّل گذارند « 16 » و نيز بزيادت از ضرورى ننشينند « 17 » فرمود تا احتياط كرده در مواضع ضرورى ميلها به سنگ و كج بسازند و لوحى كه
هامش
( 1 ) - و جمله را بياسا رسانيد :P . om .( 2 ) -P . ; S . , L . , P . om .- 2 - 1T .( 3 ) -S . , L . , P . , W . om .( 4 ) - كرده :W .( 5 ) - چهارپايان :L . , P . , W .( 6 ) - حلبرى :P .( 7 ) - . . . و بدين :P .( 8 ) - در تمامت راهها :L .( 9 ) - نستانند :P .( 10 ) - برين :P .( 11 ) - بورالغى ؟ ؟ ؟ :L . , P .( 12 ) - جنقور :W .، منقور :P .( 13 ) -S . om .( 14 و 16 ) - و با او گفت تا راهها را بكسان معتبر سپارد و فرمود :P . pro exhibetكه راهداران بمواضع مخوف ننشينند و بمواضع ايمن و جايهاى آسان مقام كنند و مواضع - مخوف را معطل گذارند ( 15 ) -L . om .( 17 ) - بنشيند :W .