تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢

حكايت بيستم در خالص گردانيدن عيار زر و نقره بر وجهى كه هرگز نبوده « 1 » و بهتر از آن ممكن نيست

S . fol . 323 r .
پوشيده نيست كه از قديم الايام تا اين غايت در هيچ عهدى « 2 » سكّهء تمامت ممالك بنام پادشاهى كه مالك تمامت « 3 » بوده نبوده بتخصيص در ادوارى كه اين ممالك در دست چند پادشاه و سلطان بود و همواره عيار « 4 » زر و نقرهء مواضع مختلف بودى و در چند مملكت نيز كه خواسته‌اند تا ضبط كنند و عيار متساوى گردانند هرچند حكم رفته بموجب فرموده تمشيت نپذرفته « 5 » و ضبط آن نتوانسته‌اند و شكّ نيست كه يكى از نواميس پادشاهان اينست كه خطبه و سكّه بنام ايشان باشد و تا غايت در روم و فارس و كرمان و گرجستان و ماردين سكّه بنام ملوك و سلاطين آنجا مىزدند و بعيارهاء « 6 » متفاوت و در چند موضع كه در عهد ارغون خان و گيخاتو يرليغ شد كه در آنجا نقرهء ده نه عيار زنند آن اسم بود و ليكن ده هفت « 7 » و هشت زيادت نه و آقچهء روم كه به نسبت بهتر از آن ديگر مواضع مىبود « 8 » بجايى رسيد كه در ده دينار دو دينار نقره زيادت عيار نداشت باقى تمامت مس و بكرات ايلچيان مغول با بيتكچيان تازيك جهت تفحّص عيار از حكم يرليغ بولايات مىرفتند و اخرجات وافر مىانداختند « 9 » و بخدمتى « 10 » درامده هيچ مجرمى را بازخواست نمىكردند و شرم نداشتند كه چنان آقچها كه بيكبار مس مىنمود و از نقره زيادت اثرى در آن پيدا نه مىزدند و روان مىداشتند « 11 » و نيز چون بعدد مىرفت « 12 » آقچها را كنار مىبريدند « 13 » و در وزن نيز متفاوت بود « 14 » و چون عيار ولايات متفاوت مىبود بازرگانان از راه ضرورت بقماش تجارت مىكردند و بهر ملك كه مىرفتند زر و نقرهء كه بعيار زيادت
هامش
( 1 ) -W . om . verba sequentia( 2 ) - هرگز :W .( 3 ) - جمله :W .( 4 ) -P . om .( 5 ) - . . . فرموده نپذيرفته‌اند :P .( 6 ) - عيارها :P .( 7 ) -P . om .( 8 ) - كه به نسبت از ديگر مواضع بهتر بود :T . - P . ; S . , W .( 9 ) - مىانداخت :L .( 10 ) - به خدمت :W .( 11 ) -P . om .( 12 ) - مىداشت :W .( 13 ) - . . . به كار بريدند :P .( 14 ) -P . ; S . , L . , W . om .- 14 - 13T .