تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
و زراعت مشغول و تمامت با زن و بچه از ميان دل و جان دعاى دولت پادشاه ميگويند مستجاب باد « 2 » و فرمود كه اگر وقتى از راه ضرورت اولاغى چند اسپ يا درازگوش بجماعتى بايد داد تا از ولايتى بولايتى روند بهاى آن بايشان دهند تا ملك ايشان باشد و قطعا اسم اولاغ در ميان نبود و پيش ازين قوشچيان و پارسچيان جانور و فهد از ولايت باولاغ مىآوردند فرمود تا بهاى چهارپاى و علفه « 3 » و علوفهء آمدشد بايشان دهند تا در راه هيچ نستانند و چهارپاى كه بعد از وصول مانده بود « 4 » از آن ايشان باشد « 5 » و بدين تدبيرات ملك معمور گشت و از نو « 6 » نوايى و آيينى يافت و اموالى كه در وجه يامها و اخراجات ايلچيان معيّن بود يا بزيادتى مىستدند با خزانه مىآيد و آنچه بدان « 7 » بهانه از رعايا تلف مىشد بخداوندان آن مىماند « 8 » ايزد تعالى بركات اين معدلت بايّام همايون دررساناد « 9 » بمنه و جوده و لطفه و كرمه

حكايت نوزدهم در دفع دزدان و راه‌زنان و محافظت راهها ازيشان « 10 »

بر عالميان پوشيده نيست كه پيش ازين تطاول و استيلاء راه‌زنان و دزدان تا چه غايت بود و با آنكه انواع ايشان از مغول « 11 » و تازيك « 12 » و مرتد و كرد « 13 » و لور « 14 » و شول و شامى « 15 » هرچه تمامتر بودند « 16 » غلامان گريخته نيز با ايشان مىپيوستند و رنود و اوباش شهرها پيش ايشان « 17 » مىرفتند و بعضى روستائيان و اطراف‌نشينان با ايشان يكى مىشدند و قلاوزى مىكردند « 18 » و در تمامت شهرها جاسوس داشتندى تا از عزيمت اصناف مردم ايشانرا خبر كنند و بعضى دزدان كه مدّتها راه مىزدند و به آن كار شهرت مىيافتند
هامش
( 2 ) - 8 - 2 :P . om .( 3 ) - علوفه :L .( 4 ) - باشد :L . , W .( 5 ) - بود :L . , W .( 6 ) -L . om .( 7 ) - ببهانه :W . om . et exhibet( 8 ) - 2v .( 9 ) -P . , W . om . verba sequentia( 10 ) - از شرّ ايشان :L . , P .( 11 ) - مغولان :P .( 12 ) -L . om .( 13 ) - كردان :P .( 14 ) -P . om .( 15 ) -L . , P . om .( 16 ) - بود :W .( 17 ) - پيش ازين :P .( 18 ) - مىرفتند :T . - L . , P . ; S . , W .