و حكم يرليغ در آن باب بنفاذ پيوست مدّتى برين موجب مقرر بود و يامهاى تومان باطل گشت و مالى كه در وجه آن صرف مىشد با خزانه آمد و چون ايلچيان را كه پادشاه مىفرستاد اولاغ نبود ديگران چگونه ستدندى و نيز فرمان شد كه به غير از بندگى حضرت هيچ آفريده ايلچى نفرستد بدان سبب ايلچى ديگران مندفع شد و حكم رفت كه اگر كسى ايلچى جهت مصلحت خويش بولايتى يا جائى برد « 1 » او را علفه ندهند و حكام آنجا
S . fol . 321 v .
آنكس را بگيرند و مقيّد و محبوس گردانند چون چنين بود كسانى كه مهمّات خود را درخواست ايلچى ميكردند ترك كردند « 2 » بعد از آن فرمود كه ايلچيان كه بولايت مىروند ايشانرا وجه علفهء « 3 » راه از خزانه بدهيم به مقدار آنچه مدّت « 4 » رفتن و آمدن تا « 5 » در هيچ موضع نستانند و چون به آن موضع رسند از فرع معيّن خورند و هر ايلچى كه بولايتى نامزد گشت وجه علفه « 6 » راه نقد از خزانه بوى دادند و اين « 7 » معنى در همهء ولايات و مواضع مشهور گشت و چون ايلچيان را « 8 » كه بفرمان پادشاه « 9 » خلّد ملكه « 10 » مىرفتند راه علوفه « 11 » ستاندن « 12 » نداشتند مردم به ديگران چگونه « 13 » دادندى بدان سبب درين دو سال در تمامت ممالك مؤنت اولاغ و علوفهء ايلچيان از شهرها و ديهها و خيلخانها « 14 » مرتفع گشت بلكه در ممالك هيچ آفريده ايلچى را نمىبيند چه ايلچيان كه به بنچك « 15 » يام مىدوانند شبانروزى در قطع مسافرت مىباشند و ايشانرا پرواى اندك غذائى خوردن نه و از آن ولايات در سالى كمابيش سى ايلچى همانا روانه مىشوند « 16 » و چون حكم نبست كه در راه علوفه ستانند كس ايشانرا از ديگر مسافران باز نداند و « 17 » بواسطهء چنين عدلى شامل عموم خلق در آسايشاند مغولان و صحرانشينان در يورتها « 18 » فارغ و تجار و صادر و وارد در راهها ايمن « 19 » و سكان شهرها و ديهها از سر فراغت بعمارت
هامش
( 1 ) - رود :L .( 2 ) - گرفتند :L . , P .( 3 ) - علوفه :L .( 4 ) - مدّتى :W .( 5 ) -L . om .( 6 ) - علوفه :L . , P .( 7 ) - همه :L . ins .( 8 ) - ايلچيان :L .( 9 ) - پادشاه اسلام خلّد سلطانه :L . add .( 10 ) - خلد ملكه :W . om .( 11 ) - علفه :W .( 12 ) - علوفه خوردن :T . - P . ; S . , L . , W .( 13 ) - چون :L .( 14 ) - و خيلخانها :P . om .( 15 ) -P . om .( 16 ) - مىشد :P .( 17 ) - ندانند :L .( 18 ) - تويها :L .( 19 ) - ( 277( p .1 - 19 :P . om .