اتّفاقى « 1 » ايلچى معتبر ؟ ؟ ؟ بكارى معظّم « 2 » رفتى بر كوتلچيان قياس ديگران او را در نظر مردم زيادت وقعى نبودى و در دلها او را اعتبار « 3 » نه و بدين اسباب هيچ حرمت ايلچيان نمانده بود و نزد همگنان بتّرين خلق ايشان بودند « 4 » و چون ايلچيان حقيقى را بسبب اشتباه وقعى نمانده بود اولاغ يامها بايشان نرسيدى يا لاغر بودندى و مسافران و صحرانشينان هراسان شده بودند و ممرّ راه « 5 » انداخته و منزل « 6 » در ميان كوهها ساخته بدان سبب بهر وقت كه ايلچى جهت مصالح ملكى كه نازك باشد آمدى از آن مدّت كه بايد كه برسد به دو سه چندان نتوانستى رسيد « 7 » و هر آينه خللها از آن تولّد كردى و همواره به جهت لاغرى اسپان يام بازخواست يامجيان بايستى كرد و با آنكه در هر يامى پانصد سر اسپ ببستندى هرگز دو اسپ فربه كه ايلچى يارالتو « 8 » برنشيند موجود نبودى و بيرون از آنكه در هر شهرى چندين تومان مال در وجه يام و اخراجات ايلچيان « 9 » مجرى مىداشتند مبالغ مال ديگر حكام ولايات بدان علّت از رعايا مىستدند و بعضى خرج ميكردند و بعضى مىبردند « 10 » و تمغاها كه نقدترين اموال ممالكست در تمامت ولايات همواره در وجه خرج ايلچيان « 11 » نهاده بودندى و نقل « 12 » ايشانرا كفاف نه و حكام « 13 » حوالت علوفات بر تمغا « 14 » كردندى « 15 » و بگريختندى « 16 » و چون همه كافى « 17 » نمىبود تمغاجى نيز پنهان شدى « 18 » و ميان ايلچيان خصومت افتادى و عاقبت آنكه غالب آمدى وجوه ببردى و چون اعتبار غلبهء تبع داشت جهد ميكردند تا نوكر بسيار بريشان جمع مىشدند « 19 » از خويشان و دوستان نوكر ميخواستند و در راه از هر جنس مردم را پيش خويش مىبردند و رنود و اوباش در پيش « 20 » ايشان مىافتادند و چنان شد كه ايلچى « 21 » كه او را
هامش
( 1 ) - اتّفاقا :P .، اتّفاق :L .( 2 ) - ، ايلچى معتبرى به كار معظم :T . - P . , W . ; L .- ايلچى معظم بكارى معتبر :S .( 3 ) - اعتبارى :L . , P .( 4 ) -L . om .( 5 ) - بىراه :S . , W .( 6 ) - و منزل :L . om .( 7 ) - نتوانستندى رسيد :P .( 8 و 9 ) - :W . om .( 10 ) - مىبرد :W .( 11 ) - در وجه ايلچى و خرج ايشان :L .( 12 ) - آن :P .( 13 ) - حكم :P .( 14 ) - تمغاچى :L . , P .( 15 ) - و تمغاجى بگريختى :P . ins .( 16 و 18 ) - :P . om .( 17 ) - تمام :W .( 19 ) - مىشد :S .( 20 ) - درپى :L . , P .( 21 ) - ايلچى را :L .