تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠

حكايت هجدهم در باطل گردانيدن « 1 » اولاغ و دفع ايلچيان و منع زحمت ايشان از خلق كردن « 2 »

هرچند پادشاهان را « 3 » فرستادن رسل و ايلچيان به اطراف و جوانب ضرورى باشد و امور مملكت به آن قائم و منتظم تواند « 4 » بود و ليكن معتاد آنست كه ايشانرا جهت اخبار سلامتى و رسانيدن تحف و هدايا و جهت مهمّات ثغور و كار لشگر و اسرار ملكى فرستند و ظاهر باشد كه در سالى چند نوبت به جهت آن مصالح بفرستادن ايلچيان احتياج افتد
S . fol . 320 r .
و پيش ازين بتدريج به جائى رسيده بود كه تمامت خواتين و شهزادگان و امراء اوردو « 5 » و امراء تومان و هزاره و صده و شحنگان ولايات و قوشچيان و پارسچيان و اختاجيان « 6 » و قرچيان و ايداجيان و ديگر اصناف كه بهر شغلى منصوب بودند بهر مصلحتى اندك و بسيار ايلچى بولايات « 7 » مىفرستادند و بخيل خانهاى مغول نيز جهت هر مهمّى ميفرستادند و معتاد شده بود كه مردم ولايات پسران خود را باينچويى و اورتاقى بخواتين و شهزادگان و امرا مىدادند و اندك چيزى قبول مىكردند و ايشانرا املاك و اسباب و معاملات و دعاوى بسيار بود و هريك ايلچى مىبردند و به راه و بىراه مهمّات خود مىساختند و غرماى ايشان از بسيارى زحمت و اخراجات بجان رسيدند و بناچار بحمايت ديگرى مىرفتند و ايلچى مىستدند و مكافات و تلافى را بر سر آن جماعت مىبردند و ايشان ديگرباره ايلچى مىآوردند و همواره بواسطهء آن قوم ايلچيان درآمد شد مىبودند و حاميان از راه غيرت و تعصّب بجدّ تمام ايلچيان متعاقب مىفرستادند و طائفه ديگر آن بودند كه شخصى وفات مىيافت و ورثهء او با همديگر نمىساختند و هريك بطمع زيادت ميراث بحمايت مىرفتند و ايلچيان بر سر يكديگر مىبردند « 8 » و مدّة العمر بدان مشغول مىشدند و مردم ديگر بديشان اقتدا مىكردند تا عموم را پيشه گشت و طائفهء ديگر رؤساء ديهها
هامش
( 1 ) -S . om .( 2 ) - عالميان :W .( 3 ) - پادشاهان :S .( 4 ) -L . om .( 5 ) - اردو :S . , W . om .( 6 ) - اقتاجيان :L .( 7 ) - بولايت :W .( 8 ) - مىبرد :W .