تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
بودند كه هريك حاميى « 1 » ديگر باديد ميكردند و به جهت منازعت رياست ايلچيان بولايت مىبردند و طائفهء ديگر ببهانهء آنكه در فلان ولايت تنگسوقها « 2 » حاصل مىتوان كرد ايلچيان را مىستدند و باضعاف « 3 » اضعاف آنچه مىآوردند اخراجات مىانداختند « 4 » و ايداجيان بعلّت ساختن تغار و آش و ساورين « 5 » چندان ايلچى بولايتها ميفرستادند كه دواوين شهرها ازيشان پر مىبود « 6 » و امراء سلاح و اخته و جانور و غيرهم همچنين « 7 » و به جائى انجاميد كه در راه ايلچيان از كاروانى و تمامت مسافران زيادت مىبودند « 8 » و اگر در هر يامى پنج‌هزار اسپ ببستندى اولاغ ايشان را كفايت نبودى لاجرم تمامت گلهاى مغول « 9 » كه در يايلاغ و قشلاغ مىبستند « 10 » مىگرفتند و برمىنشستند « 11 » و تمامت كاروان و مسافران كه از اطراف ختاى و هندوستان و ديگر جوانب دور و نزديك مىآمدند و امرا و باسقاقان و ملوك و بيتكچيان و قضاة و سادات و ائمه و ارباب حاجات را كه باوردو آمدشد ميكردند پياده مىگردانيدند و اسپان ايشان مىستدند و « 12 » ايشانرا بر سر راه و بعضى را در مواضع مخوف با زحمت بهم مىگذاشتند و از بسيارى ايلچيان كه اين حركت ميكردند به جائى رسيد كه دزدان و حراميان خود را به شكل ايلچيان مىنمودند و بر سر راه آمده ميگفتند كه ايلچىايم و اسپان ايشانرا باولاغ گرفته ناگاه ايشانرا مىگرفتند و مىبستند « 13 » و رختها غارت مىكردند « 14 » و بسيار بود كه ايلچيان اولاغ از ايلچيان بازمىگرفتند بعلّت آنكه راه ما بزرگترست « 15 » و به جائى رسيد كه هر آن‌كس كه « 16 » تيغ و قوّة زيادت داشت اولاغ ديگرى « 17 » بازمىگرفت و چون دزدان برين معنى مطّلع شدند با ايلچيان اندك‌تر از خود مىگفتند كه ما ايلچىايم و بغلبه « 18 » اولاغ ايشان بازگرفته « 19 » ايشانرا غارت مىكردند و يرليغها و پايزهاى ايشان نيز مىگرفتند « 20 » و چنان شد كه اكثر
هامش
( 1 ) - حاميهء :P .( 2 ) - تنسوقها :P .( 3 ) - اضعاف :P .( 4 ) - مىانداخت :S . , P . , W .( 5 ) - ساورى :P .( 6 و 7 ) - :P . om .( 8 ) - مىبود :S . , W .( 9 ) - مغولان :L .( 10 ) - مىنشينند :L .( 11 ) - برمىنشست :S .( 12 ) - ايشان مىستدند و :L . om .( 13 ) - برمىبست :W .( 14 ) - رختها را غارت مىكرد :P . , W .( 15 ) - بزرگست :L . , P .( 16 ) - هر آنكه :L . , P . , W .( 17 ) - ديگر :S . , W .( 18 ) - بتغلّبه :W .( 19 ) - ايشان بازگرفته :W . om .( 20 ) - ميگرفت :W .