تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
بدان كار تن درندهند و گويند
وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
لا جرم هركس كه تغيير و تبديل كند در لعنت و سخط خالق و خلائق باشد « 1 »
فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و برين منوال يرليغ به همه ممالك روانه فرموديم و اين يرليغ را جهب ولايت « 2 » . . . فرستاديم تا از هر قسم از اقسام كه مال و معاملات آن ولايت است بر موجبى كه معيّن گشت و مسوّدهء هريك بر ظهر اين « 3 » يرليغ ثبت رفته آن قسم كه مناسب آن ولايتست بر لوح نويسند چنان كه شرح داده شد و به زودى ساخته گردانند « 4 » هركه تقصير كند در گناه آيد و كتب فى اواسط شهر الله الاصم « 5 » رجب « 6 » لسنة ثلث و سبعمائة بمقام اولجايتو بوينوق « 7 » . . . بهولان موران و الحمد للّه ربّ العالمين و الصلاة و السّلم على خير خلقه محمّد و آله « 8 » و امّا از آن ولاياتى كه حقوق و متوجّهات ديوانى آن از ارتفاعات و وجوه العين است و اكثر آن بحرز و مقاسمه حاصل مىشد و غرض سبب حكّام و عمّال و متصرّفان اموال در آن باب مجال تمام داشت و رسوم و قواعد در هر عهدى احداث كرده بودند و كاركنان بسيار را باسامى مختلف منصوب گردانيده و اكثر سالها وجوه بتقدمه خواستندى و بگاه تسعير تكثير و تثقيل تمام بر رعايا و مزارعان رفتى « 9 » و انواع و اقسام آن ظلمها زيادت از « 10 » آنست كه در حصر گنجد آن را نيز در بغداد و شيزاز كه دو ملك معظّم است بغور رسيده تدارك و تلافى فرمود و متوجّهات را بموجب قانون معيّن گردانيدند و مواضع « 11 » بقضاة و مقاطعان بر سبيل تابيد و تخليد دادند بر وجهى كه اموال باضعاف آنچه مسمّى بود و نمىرسيد مىرسد و عموم ارباب و ملاك و رعايا آسوده و شاكرند و دست حكام از مطالبات ناموحّه بكلّى كوتاه گشت و ظلم عوانان بيكبارگى مندفع شده و ذكر انواع خللها كه در
هامش
( 1 ) - است :P .( 2 ) - فلان ولايت :P .( 3 ) -P . om .( 4 ) - گردانيده :W .( 5 ) - الاصب :S . , W .( 6 ) - المرجب :W .( 7 ) - . . . بويتوق ؟ ؟ ؟ :W .، الجايتويموق ؟ ؟ ؟ :P .( 8 ) - اجمعين :W .، الطيّبين الطاهرين ربّ اختم بالخير :L . , P . add .( 9 ) - رفتندى :P .( 10 ) -W . om .( 11 ) - مواضع را :L . , P . , W .