ميانهء آن گدايان خدمتى مىستدند و شهرتى حاصل ميكردند و چون امثال ايشان مىديدند كه آنها بواسطهء دعاوى باطل در معرض بزرگان مىآيند و بزرگان « 1 » محافظت عرض خويش را چيزى بايشان ميدهند و بدار القضا نمىروند و طائفهء نيز كه رفتهاند به غير اختيار « 2 » دار القضا باهم « 3 » مىسازند و لاحق مىدهند و چيزى مىستانند ايشان نيز انديشه كردند كچون به صد حيله و زحمت در روزى درمى حاصل نمىتوانيم كرد بهتر ازين پيشه و صنعتى نباشد و تمامت اين شيوه « 4 » پيش گرفتند بعضى قبالات كهنهء « 5 » خويش داشتند و بعضى از روى وقاحت و فضاحت « 6 » ممدّ ديگرى مىشدند و بعض آن بودند كه يكى را بدست « 7 » مىآوردند كه انواع خطوط متشابه « 8 » خطوط ديگران مىتواند نوشت و قبالات مسجّل مىنوشتند و معاون همديگر مىشدند و طائفهء آن بودند كه مانند امثلهء سلاطين ماضى قبالات كهن بخطوطى كه معيّن نباشد بتاريخ صد و پنجاه سال مىنوشتند و هرچند قباله بىگواه معتبر نباشد هريك از آن جماعت بحمايت « 9 » مغولى و قوىدستى مىرفتند و با مردم منازعت مىكردند « 10 » و مقاطعان قضا هرچند حكمى بدان « 11 » نمىكردند رعايت مصلحت خويش را « 12 » در مقالت ايشان ساكت مىشدند و كلمة الحق نمىگفتند و بر زبان اعوان مجلس حكم در خفيه بايشان مىرسانيدند كه اين جماعت قوىدستانند و جوابى مطلق نمىتوانيم گفت و برين طريقه روز مىگذرانيدند « 13 » و در ميانه چيزى مىستدند و اين قضيه مانند آسيا بود كه هرچند زيادت گردد گردش او تيزتر شود و حال « 14 » به جائى رسيد كه چندان دعاوى باطل در ممالك پيدا شد كه در حصر نگنجد و چون مدّعى باطل بحمايت قوىدستى مىرفت مدعى عليه مسكين
S . fol . 312 v .
كه مالك بحقّ بود از بيم مال و عرض بحمايت « 15 » ديگرى از راه ضرورت توسّل مىجست و بدان واسطه مخاصمت هردو قوىدست لازم مىآمد « 16 » و طبيعت روزگار از قديم الايام « 17 » باز آنست
هامش
( 1 ) - مىآيند و بزرگان :W . om .( 2 ) - اصحاب :L . ins .( 3 ) - با همديگر :L . , P .( 4 ) - طريقه :W .( 5 ) - 7 - 5 :W . om .( 6 ) - سفاهت :P .، زيادتى فضاحت :L .( 7 ) - 5v .( 8 ) - مشابه :W .( 9 ) -W . om .، به جماعت :P .( 10 ) - ميكرد :W .( 11 ) - بر آن :P .( 12 ) - خويش :S . , P .( 13 ) - مىگذرانيد :W .( 14 ) - 14 - 13 :W . om .( 15 ) - بحمايتى :L .( 16 ) - مىگشت :L . , P . , W .( 17 ) - قديم العهد :L .