تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
باشند « 1 » يا ضائع شده باشد يا در ايّام « 2 » فترتها بتاراج برده يا هم از كسان بدران او دزديده و با بائع داده و ايشان باستظهار آنكه دانند كه قبالهء انتقال در دست ايشان نيست بكهنه قبالهء خود دعوى كنند « 3 » و بثبوت رسانند « 4 » و اقسام اين معانى بسيار فى الجمله چون ملكشاه و نظام الملك بر آن حال واقف شدند بر صورتى كه مناسب شرع بوده مثال نوشتند و فرمودند « 5 » كه بعلّت قبالات كهنه كه مدّت سى سال بدان دعوى نكرده باشند دعوى نكنند و نشنوند و آن را بتمامت مفتيان خراسان و عراق و بغداد داده تا بر وفق شريعت فتوى كرده‌اند بعد از آن بدار الخلافه فرستاد تا امضا نوشته‌اند « 6 » و آن مثال هنوز موجودست و نسخ آن در اطراف منتشر چون در آن وقت كه قضاة و اصحاب دار القضا چنان بودند كه ذكر رفت آن‌چنان قضاة متديّن معتبر و سلطان و وزير از دست سياه‌كاران درماندند تا بضرورت چنان حكمى فرمودند و در روزگار مغول چنان اتّفاق افتاد كه بتدريج مردم را « 7 » معلوم شد كه ايشان قضاة و دانشمندان را بمجرّد دستار و درّاعه مىشناسند و قطعا از علم ايشان وقوفى و تمييزى ندارند بدان سبب جهال و سفها درّاعه و دستار وقاحت پوشيده بملازمت مغول « 8 » رفتند و خود را بانواع تملّق و خدمت و رشوت نزد ايشان مشهور گردانيدند « 9 » و قضا و مناصب شرعى بستدند و در آن باب يرليغ حاصل كردند چون مدّتى برين موجب بود علماء بزرگ متديّن صاحب ناموس بتدريج دست از آن اشغال و اعمال بازداشتند و مردم بزرگ چگونه اختيار كنند « 10 » كه خود را در معرض چنان كسان آرند و طائفه بزرگان صاحب ناموس كه بغايت مشهور بودند وزرا و حكام تازيك دست ازيشان بازنمىداشتند و همواره تعريف ايشان ميكردند و اگر مفسدى
S . fol . 312 r .
ميخواست كه عرض ايشان ببرد مانع مىشدند بدان واسطه بعضى قضاة بزرگ معتبر برقرار بماندند و اكثر را حال آن بود كه شرح داده شد و چون جهال و سفهاء دانشمند صورت در ممالك بسيار بودند و مىديدند « 11 » كه امثال ايشانرا كارهاء بزرگ دست مىدهد بمعارضهء يكديگر بر
هامش
( 1 ) - باشد :W .( 2 ) -W . om .( 3 ) - كرده :L .( 4 ) - رسانيده :L .( 5 ) - فرمود :W .( 6 ) - نوشتند :P .( 7 ) -S . om .( 8 ) - مغولان :L .( 9 ) - گردانيد :P .( 10 ) - كند :W .( 11 ) - مىديد :W .