تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
كه از براى ملك شمشير زنند و بشومى آن قوم به جائى انجاميد كه اكثر قوىدستان با يكديگر آغاز منازعت و خصومت كردند و مؤدّى بشمشير زدن خواست شد بتخصيص چون اكثر آن بود كه مدّعى باطل ديهى از آن مالك متصرّف بحقّ كه ده‌هزار دينار « 1 » ارزد « 2 » با سى يا صد « 3 » دينار « 4 » زر بمتغلّبى « 5 » فروخته بود و در خاطر او نشسته كه اين ديه ملك او بود و اين زمان از آن منست و نيز بعضى خطباى ديهها و غيرهم از سر جهل و بىديانتى او را تعليم ميكردند و مىگفتند « 6 » كه اين بيع درستست و ديه « 7 » ملك طلق تست و چون مغول را بر خلاف ازمان متقدّم هوس املاك باديد آمده سعى در آن « 8 » زيادت مىنمودند و چنان شد كه ملك بيكبارگى در سر آن قضايا خواست شد و عموم خلق بر املاك و عرض و جان خود ناامين گشتند و قضاة متدين از دست آن مفسدان مزوّر درماندند و قدرت تدارك نداشتند و همواره از حضرت حقّ تعالى « 9 » وجه خلاص « 10 » از آن حيرت مىجستند و چون عهد همايون پادشاه « 11 » خلّد « 12 » سلطانه درآمد و آن شيوهء نامحمود را مشاهده فرمود تدارك آن‌چنان انديشيد كه فرمان داد و منهيان معتمد را برگماشت تا در هر ولايت كه مزوّرى باشد و تزوير او ظاهر شود انها كنند و نگذارند كه ديگران پنهان دارند يا حمايت كنند و انانرا كه حال ايشان معلوم بود در حال طلب فرمود و بعد از ثبوت گناه بياسا رسانيد و بدين موجب بسيارى « 13 » تزويرها و قبالات دروغ كه نوشته بودند ظاهر گشت و آن مزوّران بعدل و انصاف پادشاه جهان غازان خان « 14 » خلد سلطانه بياسا رسيدند و حكايت آنكه سلطان ملكشاه نوشته كه دعاوى سىساله نشنوند و در عهد هولاگو خان وزراء تازيك عرضه داشتند و هم بر آن موجب يرليغ نافذ گشت و بعد از آن در زمان اباغا خان و ارغون خان « 15 » و گيخاتو خان امضاء آن حاصل گردانيدند
هامش
( 1 ) - 4 - 1 :W . om .( 2 ) - باشد :T . - L . , P . ; S . , W .( 3 ) - به صد :L . , P .( 4 ) - 1v .( 5 ) -P . om .( 6 ) - مىگفت :L . , P . , W .( 7 ) - اين ديه :P .( 8 ) - باب :L . , P . ins .( 9 ) - جل جلاله :W .( 10 ) - وجه خلاص :W . om .( 11 ) - خلّد سلطانه :et om .غازان خان :W . add .( 12 ) - الله :P . ins .( 13 ) - بسيار :W .( 14 ) - جهان غازان خان :L . , P . om .( 15 ) - و احمد :L . , P . add .