تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
بر باطل كند « 1 » و چون هردو حجّت را نگاه داشته باشد و غرما را محقق شود كه بايشان باز نخواهند داد بضرورت حاضر شوند و محاكمه كنند و چنان كه « 2 » مقرّر شد بر موجب تحقيق به آخر رسد « 3 » و حقّ در مستقرّ خود قرار گيرد « 4 » ديگر « 5 » چون سلطان ملكشاه بر موجب اتّفاق و اجتهاد و استصواب ائمهء عصر حكمى كرده و جهت مصلحت عالميان مدوّن گردانيده كه هركه « 6 » وقفى پنهانى كرده باشد يا اقرار بملكى در خفيه « 7 » نوشته و پوشيده « 8 » داشته و بعد از آن او يا ورثهء او آن ملك را كه در وقفيه يا اقرارنامه « 9 » آمده فروخته و بعد از مدّتى او يا ورثهء او آن وقفيه يا اقرارنامه « 10 » بيرون آورده و دعوى بر آنكه « 11 » ملك خريده كرده قضاة ممالك آن دعوى « 12 » نشنوند و وقفيه و اقرارنامه را باطل كنند و مدعى را تاديب و تعزير واجب دانند و ملك را بر مشترى مقرّر دارند و جمعى « 13 » از مشاهير ائمه بعد از آنكه يكچندى در قزوين جمعيتى كرده اند و باجتهاد « 14 » مسائل اصلاحى « 15 » كه صلاح خلق بدان منوط باشد ضبط كرده نوشته كه بر قضاة واجبست كه بدان كار كنند از آن جمله يكى آنكه هر ملك كه شرعا در دست متصرّفى باشد بسبب آنكه عقدى مخالف آن ملكيت ظاهر گردد ازو بازنگيرند و در دست او بگذارند « 16 » ما نيز فرموديم تا قضاة ممالك بر آن موجب بروند و ازين حكم كه « 17 » بر آن اتّفاق نموده‌اند و استقرار حقّ خواسته تجاوز نكنند ديگر « 18 » چون استماع افتاد كه بعضى عاقبت ناانديشان كه ايشانرا به شرط « 19 » واقف توليتى مىرسد و بسبب فريب بعضى طامعان توليت خود به ديگرى مىفروشند و تفويض ميكنند و از آن خرابى و خلل حال آن واقف مىزايد فرموديم تا هركه بشبهت تفويض « 20 » موضعى وقفى را در دست دارد از « 21 » شرط واقف « 22 » آن معانى احتياط كنند « 23 » اگر متضمن اجازت تفويض
هامش
( 1 ) - كنند :W .( 2 ) - چنانچه :P .( 3 ) - رسانند :L .( 4 ) - دهند :L .( 5 ) -P . om .( 6 ) -W . om .( 7 ) - حصهء :P .( 8 ) - و پوشيده :et om .نوشته داشته :L .( 9 و 10 ) -usque ad9W . om .( 11 ) - آن :L .( 12 ) - دعاوى :W .( 13 ) - جمع :L .( 14 ) - تمام :L . add .( 15 ) - اصطلاح :L .( 16 ) - و در دست او بگذارند :L . om .( 17 ) - براى صاحب :L . , P . ins .( 18 ) -P . om .( 19 ) - بشروط :L .( 20 ) - ( 236( p .1 - 20 :L . lac .( 21 ) - آن :P .( 22 ) -W . om .( 23 ) - كند :P .