تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مىيابد « 1 » اصحاب آن پيش قضاة ديگر ولايات « 2 » آن را بثبوت مىرسانند و بسبب آنكه در آن خطهء غريب بر اسباب و احوال اين قضيه اطّلاع مىافتد و صحّت و سقم آن بر آن قضاه پوشيده مىماند بىتحقيق حجّت را مختوم بديگر قضاة فرستند « 3 » تا مىگشايند و بثبوت آن حكم مىكنند و باطل به صورت حقّ رواج مىيابد و طريق خلاص ازين ورطه آنست « 4 » كه قضاة تا بر كماهى حال آن قضيه و ضرورت رفع آن بموضعى « 5 » قريب « 6 » مطّلع نگردند و وقوف تمام نيابند ثبوت آن ننويسند و بختم نرسانند و آنكه گشايد تا وجه ضرورت اثبات آن پيش آن قاضى كه مهر كرده نداند و حقّ را در جهت او تصوّر نكند در گشودن و حكم كردن مسارعت ننمايد ديگر احتياط در امورى كه تعلّق به نوشتن حجج و وثائق و انواع كتب و اصناف حكم نامها و سجلّات دارد چه « 7 » اكثر احوال آنچه مىنويسند از خللى خالى نمىباشد و نيز مىافتد « 8 » كه سرايت « 9 » مضرّت باثبات باطلها و ابطال حقها مىانجامد و آن خلل تعلّق « 10 » بجهل نويسندگان دارد و بلوازم و شرائط نوشتن يا به روى دل ديدن و مراقبت جانب و چون تدارك كلّى درين باب نيز واجب بود جمعى قضاة و ائمه و علما را كه بدقّت نظر موسوم بودند فرموديم تا باتّفاق حصر كردند كه در « 11 » دار القضا چند نوع كتب بر سبيل كلّى نوشته مىشود و هر نوع را سوادى كلّى كامل الشروط جامع الدقائق كه از مواقع طعن و احتمال معارضه دور باشد موشّح بخطبهء مناسب كه در آن فوائد بسيار مضمرست « 12 » در قلم آوردند و در يك مجلّد جمع كردند « 13 » و معتبران و اعيان علما خطوط خويش بر آن نوشتند و بر صحّت آن مقاصد گواهى دادند « 14 » و چون اين مطلوب بتقديم پيوسته از آن مجلّد نسخها نوشتند و به اطراف ممالك فرستادند « 15 » تا هركدام نوع كه به نوشتن آن احتياج افتد بعد از حكم حاكم و اشارت او به نوشتن بر صورت سواد « 16 » كه بدان مخصوص
هامش
( 1 ) - نمىيابد :L .( 2 ) - ولايت :P .( 3 ) - فرستد :W .( 4 ) -S . om .( 5 ) - موقع :P .( 6 ) - غريب :L .( 7 ) -L . om .( 8 ) - مىباشد :P .( 9 ) - شوائب :P .( 10 ) - متعلق :L . om . , W .( 11 ) -L . om .( 12 ) - است :L . om .( 13 ) - كرد :W .( 14 ) - داد :S . , L . , P . , W .( 15 ) - فرستاد :W .( 16 ) - صواب :P .، صواب و سواد :L .