انديشه « 1 » و صفاى ذهن را كار بايد فرمود و در بند آن بايد « 2 » بود كه كيفيت حال روشن « 3 » و ابهام و اشكال مرتفع شود و چون حكمت بارئ عزّ اسمه در اتقان آفرينش اقتضاء كرد كه باطل هرچند در « 4 » باطن مخفى دارند از فحاوى الفاظ گوينده آثار آن ظاهر گردد چنان كه امير المؤمنين على عليه السلم « 5 » فرمود كه هرچه در دل دارد مردم « 6 » بر « 7 » فلتات زفان او آشكارا گردد پس هر « 8 » كه بذهن درست متعرّض تحقيق باطن شخصى شود از سخن او آن را در تواند يافت بنابرين مقدّمات فرموديم تا در استماع هر شهادت كه خاطر را در قبول آن حزازهء « 9 » باشد طريقهء « 10 » احتياط پيش گيرند « 11 » و هريك را از آن « 12 » گواهان مفرد را بپرسند تا تفاوت ميان سخنهاى ايشان معلوم گردد « 13 » چه دستآويز تحقيق امور در تفاوت الفاظ گويندگانست و نيز هريك را بارها در مجالس مختلفه بپرسند و از زاويهء سخن استكشاف احوال كنند و بر نكتهائى كه در سؤال مفيد باشد مثل تعرّض ازمنه و امكنه و كميت مقادير و كيفيت احوال قضيه و لطائف سؤالات كه آن را در تحقيق اين امور مدخلى باشد بنياد نهند تا ازين اجتهاد يكى از دو مطلوب روى نمايد يا صحّتى كه بر آن حكمى توان كرد كه اعتماد را شايد يا شبهتى كه موجب
S . fol . 310 v .
توقّف گردد و سبب « 14 » نجات از ورطهء « 15 » حكم باطل « 16 » شود و چون بيشتر خللها كه در قضايا مىافتد از تزكيهء مزكّيان واقع مىشود كه بنفس خويش مزكّى نمىباشند احتياط در آن قسم زيادت بايد كرد و از فصلى كه بر سبيل استقلال در باب تزكيه بتحرير پيوسته اقتباس واجب دانست ديگر تأنّى و تروّى را « 17 » كار فرمودن در باب حكم نامها كه مهر كنند چه « 18 » در آن قسم شبهت بسيار مىافتد و اكثر قضايا « 19 » كه در موضع و خطهء « 20 » خويش نفاذ
هامش
( 1 ) - لطيف انديشه :P . om .( 2 ) -L . , P . , W . om .( 3 ) - گردد :W . add .( 4 ) - نيز :T . - L . , P . ; S . , W .( 5 ) - كرم الله وجهه :L . p . h . v . e .( 6 ) - مرد احمق :W .، هرچه در دل احمق باشد :L . , P . p . h . v . e .( 7 ) - از :W .( 8 ) - هركس :P .( 9 ) - خدشهء :P .( 10 ) - طريق :W .( 11 ) - گيرد :W .( 12 ) -L . , P . om .( 13 ) - شود :P .( 14 ) - بسبب :W .( 15 ) - هلاك :W . ins .( 16 ) - بباطل :L . , W .( 17 ) -L . , W . om .( 18 ) -W . om .( 19 ) -L . om .( 20 ) - خطّ :L .