حكايت پنجم در آنكه اكثر اوقات هر سخن كه بر لفظ مبارك پادشاه « 1 » برود « 2 » آنچنان باشد
مقربانى كه از عهد طفوليت پادشاه اسلام خلد ملكه « 3 » باز ملازم بندگى بوده اند تقرير ميكنند كه بهروقت كه قضيهء و حكايتى بر لفظ مبارك برفت هم بر آن موجب « 4 » واقع گشت و درين سالها تجربه افتاد « 5 » هرگاه كه سخنى بجدّ يا ببازى بر لفظ مبارك راند همچنان بازخواندند « 6 » مثل آنكه فلان كس را امثال فلان حال حادث شود يا ايلچى از جائى بدين شكل و منظر برسد يا مفيّدى « 7 » بدين هيات بيارند يا خبرى خوش يا ناخوش خواهد رسيد و هرچند از اكثر پادشاهانى كه صاحب قران باشند و حقّ تعالى ايشانرا دولتى و سعادتى داده باشد ازيشان اين معانى بعيد « 8 » نباشد ليكن تا بدين غايت از هيچ پادشاهى حكايت نكردهاند و مشاهده نيفتاده و « 9 » چون مهوّس جملهء علوم است علم رمل و شانه و دندان اسپ « 10 » و ديكر
S . fol . 298 v .
نشانها كه نيكوبد آن امتحان كنند « 11 » و در كتب « 12 » آمده و انواع فال كه مصطلح هر قومى و هر ولايتيست « 13 » تمامت را تتبّع كرده و آموخته و در آن باب نيز حكم فرمايد و ستارگان « 14 » از سياره و ثوابت كه نزد منجّمان مشهورند اغلب را شناسد « 15 » و بر « 16 » طلوع و غروب و خواص هريك واقف باشد چنان كه شنوندگان تقرير « 17 » متعجّب مانند و خواص اشكال تمامت « 18 » حيوانات انسى و وحشى على تباين اضنافها و اختلاف انواعها و عادت و حركت و سكون و مقام هريك در تابستان و زمستان بعجر و بجر داند و ياد دارد و اين همه ممكن نباشد الا بقوّت فراست و الله « 19 » اعلم
هامش
( 1 ) - اسلام :W . add .( 2 ) - و :W . ins .( 3 ) - خلّد ملكه :W . om .( 4 ) - كه :W . ins .( 5 ) - و :S . , L . , W . ins .( 6 ) - خواند :S . , W .( 7 ) - مقتديى :W .، مقيدى را :P . , L .( 8 ) - بديع :P .( 9 ) - نيز :W . ins .( 10 ) - ديدن آب :L .( 11 ) - كه :L . ins .( 12 ) - كتبها :W .( 13 ) - ولايت است :L .( 14 ) - كه :S . , P . ins .( 15 ) - شناسند :W .( 16 ) - 17 - 16 :W . om .( 17 ) - از تقرير :P .( 18 ) - سائر :L .( 19 ) - تعالى :W . add .