تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
بود بمردم داد بدين اسباب هنگام جلوس مبارك از آن اموال گذشته هيچ نماند بود و لشگر كه با او از خراسان آمده بودند در آن فرصت ياغيان بخراسان آمدند و خانها و گله و رمهء ايشان ببردند چندانكه « 1 » پادشاه اسلام خلّد ملكه « 2 » خواست كه ايشانرا چيزى دهد در خزانه هيچ نبود و اموال ولايات « 3 » نمىرسيد و نوروز « 4 » مدّتى تدبير ملك و مال ميكرد و سبب آنكه طريقهء پيشينه پيش گرفته بود چيزى حاصل نمىشد و بعد از آن ملك « 5 » شرف الدين سمنانى و صدر الدين تدبير ميكردند هم چيزى حاصل نشد و چريك بمال احتياج داشت و اگر ايلچى از ولايات « 6 » دور و نزديك مىآمدند « 7 » و خواستند تا تشريفى و « 8 » عطايى بوى دهند لائق حال او هيچ در خزانه موجود نبود و مردم را باور نمىافتاد كه خزانه تا اين غايت خالى باشد بر تهاون و اهمال پادشاه اسلام « 9 » حمل مىكردند تا بحدّى كه از هركس درين باب شكايت باز مىرسيد چون بسمع اشرف پيوست بكرّات بر سر جمع با امرا و نزديكان فرمود كه شما پنداريد كه چند سر شتر و استر كه بار كرده‌اند و آن را خزانه نام نهاده مگر در آن صناديق چيزيست چون من صناعات را دوست ميدارم و همواره بتراشيدن انواع چوبها و ساختن آلات مشغول آنچه بار ميكنند اكثر چوبهاست و اصناف ادوات و آلات هر صنعتى و بعضى چند پارهء
S . fol . 299 r .
سلاح و از شما پوشيده نيست و خزانچيان بر آن واقف « 10 » چيزى كه نباشد چگونه بدهم و از پدران خزانه به من باز نماند و از ولايات مالى نمىآرند بر سر ملكى خراب آمده‌ام شما مال ولايات جمع كنيد و بياريد آنگاه اگر من ندهم تقصيرى « 11 » از طرف من باشد و ازين سخن همگنانرا محقّق شد كه حقّ بجانب اوست و بعد از دو سال كه از ترتيب و تدبير كار مملكت « 12 » فراغتى حاصل آمد و اطراف و ثغور مستحكم شد و خوارج و كسانى را كه فتنه و عصيان پيشه كرده بودند از راه برداشت يا مالش داد بتدبير امور ولايات و ترتيب كار ضبط و تحصيل اموال و متوجّهات اشتغال نمود و هر « 13 » روز بنفس خويش
هامش
( 1 ) - چنان كه :P .( 2 ) - سلطانه :W .( 3 ) - ولايت :P .( 4 ) - امير نوروز :W .( 5 ) -L . , P . om .( 6 ) - ولايت :L . , P .( 7 ) - مىآمد :L . , P .( 8 ) - يا :L .( 9 ) - جانب ، جوانب :exhibentپادشاه اسلامL . , P . pro( 10 ) - اند :L . inserit( 11 ) - تقصير :L . , P .( 12 ) - لشگر :L . , P .( 13 ) - چند :L .